تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
برون رفت خالد ز نزديك او * چو گل كرده از خرّمى سرخ رو چو بر راه نزديكِ عمّر رسيد * ز شمشير يك نيمه بيرون كشيد 450 كه يعنى كنون در ميان ستيز « 1 » * نخواهد بُدن جز كه شمشير تيز به سوى عمل‌گاه « 2 » از آنجا براند * خصومت از اين در ميانشان بماند

جنگ عكرمه و شرحبيل با مسيلمة الكذّاب « 3 »

سپاه دؤم پس سپاه سئم * برفتند با كوشش و باد و دم به مُلك يمامه بَرِ مُسلمه * كزو جنگ جويد به مردى همه نخست عكرمه برد جنگى سپاه * به پيكار دشمن به آوردگاه 455 نپاييد تا شرحبيل گزين * كه او را بود نام كوشش در اين از او مسلمه گشت پيكارجو * نبُد عكرمه مرد پيكار او هزيمت شد از لشكر بدگمان * نپاييد در جنگشان يك زمان در اثناى آن شرحبيل و سپاه * رسيدند و گشت از عدو رزمخواه بدانست از اين « 4 » مسلمه كان سران * نخواهند كردن ز جنگش كران 460 يكى در پى ديگر آيد ز راه * به جنگش ز اسلام جنگى سپاه از اين كرد بر خود يمامه حصار * همى جستى از مؤمنان كارزار به بو بكر از كار او شرحبيل * خبر كرد و بنمود احوال خيل برنجيد ابو بكر از عكرمه * ز تعجيل در جنگ با مُسلمه فرستاد فرمان و گفتش چنين : * « چو استادى از تو نيايد در اين 465 به شاگرديت رفت بايد كنون * كه استاد گردى به جنگ اندرون
هامش
( 1 ) ( ب 450 ) . چنين است در اصل ؛ آيا « ميانمان ستيز » يا « ميانه ستيز » هم مىتوان خواند ؟ ( 2 ) ( ب 451 ) . عمل‌گاه ( ؟ ) شايد به معنى محلّ كار و « محلّ مأموريت » باشد . مستوفى خود را « عمل‌پيشه » گفته است ، يعنى كارمند و ديوانى . ( 3 ) عنوان . در اصل : مسلمه الكذاب ، در تمامى مواضع « مسيلمه » را « مسلمه » آورده است . : عكرمة بن ابى جهل ، شرحبيل بن حسنه . ( 4 ) ( ب 459 ) . در اصل : نداسنت ؟ ؟ ؟ ازين .