تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
بر اين كرد دعوىّ پيغمبرى * گروهش شدند امّتش يكسرى چو اسلاميان امر كردى نماز * به كار زنا هم ندادى جواز زكات و حج و روزه را كرد خوار * نبودش پسنديده اين هر سه كار مى و گوشتِ خنزير « 1 » خوردن حلال * شمردى و زينش قوى گشت حال 260 چو از مصطفى رفت پيشش خبر * كه كرده‌ست از اين دارِ فانى گذر هوس كرد پويد به مُلك يمن * برِ مسلمه « 2 » تا كندش او به زن به مردم چنين گفت : « چون مصطفى * گذر كرد ، بايد شد آنجا مرا عرب را بدين دين درآوردنم * چو حق كرد اين كار در گردنم وز آنجاى رفتن به ملك يمن * درآورد در ملّت خويشتن » 265 شدند چارصد مردِ رزم‌آزما * بدين كار از آن قوم پيرو ورا روان گشت سجاعه ز آن جايگاه * درآمد به ملك عرب با سپاه به پيش بنى ضبه پيغام داد * بدين دينشان خواند و كين كرد ياد به آزرم اسلام و بيم خدا * نپذرفت از آن مردمان كس ورا ولى مالك بن نويره « 3 » از آن * كه بُد با بنى ضبه دشمن به جان 270 پذيرفت كو را كند ياورى * به هر جاى در كار پيغمبرى چو حالش شود در نبوّت قوى * كند مالك او را بدين پيروى گروه تميمى و يربوع « 4 » هم * همين شرط كردند از بيش‌وكم ز مالك ز قوم بنى ضبه حال * بپرسيد سجاعه بهر جدال كه : « چنداند و چون هر شُعب ز آن گروه ؟ * كجا جاى دارند در دشت و كوه ؟ » 275 كم از ديگران يافت قوم رباب « 5 » * به پيكارشان كرد از اين‌رو شتاب بديشان نمود اندر اين دستبرد * سران بزرگانشان كرد خُرد از اين‌رو تميمى و قوم هذيل * به دينش بيكبار كردند ميل روان گشت سجاعه ز آن جايگاه * به نزديكى مسلمه با سپاه
هامش
( 1 ) ( ب 259 ) . در اصل : كوشت جيزبر . ( 2 ) ( ب 261 ) . « مسيلمه » صحيح است ، براى رعايت وزن همه جا « مسلمه » آورده است . ( 3 ) ( ب 269 ) . در اصل : مالك بن وثره ؟ ؟ ؟ . ( 4 ) ( ب 272 ) . در اصل : ويرنوع . ( 5 ) ( ب 275 ) . در اصل : قوم ذباب .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 16 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى