تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤

رزم خالد با سلمى بنت [ مالك بن حذيفهء ] غطفانى « 1 »

ز غطفانيان « 2 » بُد زنى نامدار * لقب سلمى و نعمتش بىشمار 220 به غزوى شده گاهِ سيّد اسير * برادر تبه گشته‌اش خيره خير به زن داده‌اش سيّد سرفراز * ورا عايشه كرده آزاد باز يكى روز شد با گروهى زنان * برِ مصطفى ، گفت سيّد چنان : « زنى زين زنان در خدا و رسول * شود عاصى و پيش گيرد فضول كنند بانگ بَر وى سگان در نبرد * ز جانش برآرند انجام گَرد » 225 پس از مصطفى اين زنِ بَدنهان * به ردّت برون آمد اندر جهان همى گِرد مىكرد بر خود سپاه * كه بهر برادر شود رزمخواه نمىكرد خالد به كارش نگاه * كه زن چون تواند شدن رزمخواه همى از دگر مرتدان كين كشيد * به دل خوار كرده بَدِ آن پليد از اين‌روى شد كارِ سلمى بلند * به اسلاميان آمد از وى گزند 230 چنان شد كه خالد به خود جنگجو * ازو گشت و آمد به پيكار او شد آن زن به هودج در و آن سپاه * بياراستند از دو رو رزمگاه اگر ز آن‌كه آن ناقه را پى كنند * به زودى مر آن قوم را بشكنند ( 201 ) بكوشيد هركس ولى دسترس * بر آن ناقه ز ايشان نمىيافت كس به خود گشت خالد از آن رزمخواه * ز صد كس شد افزون به دستش تباه 235 كه آن ناقه را كرد در جنگ پى * درافتاد سلمى ز بالاىِ وى تبه كرد خالد ورا در زمان * جز اينش نبُد سود از آن بدگمان

قتل فجأة « 3 » سليمى

ز قوم سليمى در آن روزگار * يكى مرد بُد پردل و نامدار
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : بنت عطفانى . ( 2 ) ( ب 219 ) . در اصل : ز عطفانيان . ( 3 ) عنوان . در اصل : فحاه سلمى .