قتيبه بدان مرد پيغام داد * بَر اين كار كردش بسى پند ياد
كسانِ ورا كرد قيسان تباه * به شومان « 1 » شد و جست از آنجا پناه
185 بدان قلعه بَر تيغِ كوهى بلند * شده ايمن از كارِ جنگ و گزند
به نزديك قلعه نبود ايچ راه * شدند قومِ اسلام از آن رزمخواه
در آن رفتشان روزگارى به سر * نديدند دستى بر آن قلعه بر
بَسى منجنيق اين سپه ساختند * به هرسوىِ قلعه برافراختند
به سنگِ گران باروِ آن حصار * بيفتاد و كار عدو گشت خوار
190 مسلمان بر آن جايگه يافت دست * بَر و مهترش را گرفتند و بست
بَر او هركه بود از شمارِ سپاه * ببردند و كردند يكسر تباه
امان بود ديگر كسان را به سر * از آن قلعه كردند لشكر گذر
به سوى دز آهنين اين سپاه * برفتند و گشتند از آن رزمخواه
پس از جنگ آن نيز كردند رام * كشيدند سوى ولايت زمام
195 به ملك كش و نخشب و اخرون « 2 » * برانداختند كشور از حدّ برون
رعيّت از آن گشت زنهارخواه * پذيرفت زنهارشان اين سپاه
نكوشيد در بَد دگر لشكرى * گذشتند از آن مملكت يكسرى
به ملك بخارا نهادند رو * ز قومِ كهندز شدند جنگجو
در او مهترى بود نامش خديو * درآمد به پيكارشان همچو ديو
200 مسلمان پس از جنگ كردش تباه * به فرمان درآورد آن جايگاه
از آنجا شدند باز با شهرِ مرو * از ايشان شد آن شهر پَرّ تذرو
يكى تن نود بود افزون به سال * كه اندر خراسان چنين بود حال
انس آنكه بودش ز مالك گهر * به بصره همين سال كرد او گذر « 3 »
دگر ساعدى سهل بن سعد « 4 » نيز * پُرآورد اندر مدينه قفيز
205 پسين از صحابه بُدند هريكى * كزو سوى عقبى شدند بىشكى ( 355 )
هامش
( 1 ) ( ب 184 ) . در اصل : سومان . طبرى و العبر « شومان » و در پانويس العبر « سومان » آمده است .
( 2 ) ( ب 195 ) . در اصل : بملك كش و نحشب و در حرون .
( 3 ) ( ب 203 ) . گفته شده او در سال نود و دو يا نود و سه درگذشت . عمر او نود و شش سال بود ، گفته شده سن او صد و شش يا صد و هفت سال بود . ( كامل 7 / 152 )
( 4 ) ( ب 204 ) . : سهل بن سعد عامرى .