تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
به فيروز ديلم به ملك يمن * امارت سپرد آن زمان زين سخن

ردّت اعراب « 1 » صحرانشين و جنگ ابو بكر با ايشان

وز اين روى اعرابِ صحرانشين * چو بگذشته بودند از راهِ دين ( 198 ) پذيرفته دين طليحه از آن * اوامر بُد انداخته از ميان 80 نه جُستى زكات و نه كردى نماز * نه از بَد كسى را همى داشت باز كسى را كه بُد بويى از دين به جا * نديدند از اين گونه كردن روا به بو بكر از ايشان پيام اين‌چنين * بيامد سخن گفته در كارِ دين كه : « چون شد محمّد كنون در نهان * طليحه كند دعوت اندر جهان بدين در بگويد ز سختى سَخُن * تو بارى زكوتش ز ما وضع كُن 85 كه اسلام اندر عرب برقرار * بماند ، مشو مال را خواستار » نپذرفت ابو بكر ، قوم عرب * در اين از على كرد يارى طلب كه : « چندان از ايشان بخواهيد مال * قوى گردد اسلام را باز حال از آن پس رسانيد هم برقرار * نباشيد تخفيف را خواستار » « 2 » على از ابو بكر درخواه كرد * نپذرفت و پاسخ چنين داد مرد : 90 « نبى را خدا داد فرمان در اين * هر آن كو كشد سر ز اركانِ دين به شمشير او را به طاعت درآر * چرا مىكنى از من اين خواستار به يزدان كز آن چيز از اين پيشتر * عرب داد با پيشواى بشر دهد كَم به من پاره‌اى ريسمان * كنم جنگ و ز آن قوم بستانم آن » شدند منكرش زين سبب مردمان * به دو هركسى گفت از اين : « آن زمان 95 بكردى « 3 » مدارا نبى با عدُو * نگشتى به پيرى ز كس جنگجو كه تا دست بر دشمنان يافتى * از آن پس به پيكار بشتافتى
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : بردن اعراب ، به احتمال زياد كاتب ، « ردّت » را « بردن » نوشته است . ردّت - ارتداد ، از دين برگشتن . ( 2 ) ( ب 88 ) . در تاريخ گزيده ، 168 ، آمده است : « جمعى اعراب پيغام فرستادند كه از زكات بر ما تخفيفى كن تا به ادا رسانيم » . ( 3 ) ( ب 95 ) . در اصل : نكردى .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 7 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى