نمدهاى تَر بر سرش بدگمان * برافگند و بگذشت و آمد دمان
ز حجّاجيان كس در آن تيره شب * نيارست ماندن به دشتِ شغب
كسى را كه بر سَر نيامد زيان * از آنجا گريزان شدند در زمان
غنيمت زِ هرگونهاى ز آن سپاه * خوارج ببردند از آن رزمگاه
720 از آن پاك گشتند با برگ و ساز * به ملك ديار بكر رفتند باز
سلامه ز شيبانيان « 1 » آن زمان * به دل با بنى عنزه « 1 » بُد بَدگمان
يكى گشت با شيث كوكينِ او * بخواهد از آن مردمِ جنگجو
بشد شيث و آن كين از ايشان بخواست * وز اين كارشان از دو رو گشت راست
يكى دِير بُد پيشِ موصل به راه * كه خرداد « 2 » خواندندى آن جايگاه
725 بر آن تاختن بُرد شيثِ دلير * بر آن شد پس از جنگ از صلح چير « 3 »
زن « 4 » و مادر خويش را ز آن سپس * بياورد و ز آن مملكت كرد بس
دو صد مرد جنگى ز لشكر گزيد * به ملك عراق از ديار بكر كشيد
برانداختى هرديار از جدال * ببردى همى مالِ هربيت مال
عراقى به تنگ آمد از كارِ او * ز حجّاج گشتند از آن چارهجو
رزم سفيان و سپاه حجّاج با شيث و شكستنشان
730 به فرمانِ حجّاج ، سفيانِ « 5 » گُرد * سپاهى دلاور بدان جنگ بُرد
به هرجا كه سفيان رسيدى ز راه * بپرداختى شيث آن جايگاه
هامش
( 1 ) ( ب 721 ) . طبرى 8 / 3541 « سلامة بن سيار تيمى شيبانى » و العبر 2 / 242 « سلامة بن سنان تيمى » آورده است .
مصراع دوم : در اصل : بنى غنره .
( 2 ) ( ب 724 ) . طبرى و العبر ، خرزاد و در پانويس العبر 2 / 242 ، خرابا ، آمده است .
( 3 ) ( ب 725 ) . در اصل : صلح خير .
( 4 ) ( ب 726 ) . نام زنش غزاله كه زنى بسيار جنگجو بود و مردان را به ستوه مىآورده ، حجاج بىنهايت از او مىترسيده به همين جهت ، عمران بن حطان در اين باره گفته است :أسد علىّ و فى الحروب نعامة * ربداء تجفل من صفير الصّافر
هلّا برزت إلى غزالة فى الوغى * بل كان قلبك فى جناحى طائر( اعلام زركلى 5 / 310 )
( 5 ) ( ب 730 ) . : سفيان بن ابى العاليه الخثعمى .