بر آن كس كه بُد دانش او چنين * به شاهى نپاييد ملكِ زمين
بر آن كس كه دانش ندارد به كار « 1 » * چگونه بزرگى بود پايدار
220 غلط رفت دولت به دانش مَدان * كه فيضى است از كردگارِ جهان
به هركس كه خواهد دهد كردگار * نباشد كسى را در آن اختيار
هامش
( 1 ) ( ب 219 ) . در اصل : ندارذ يكار .