تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
كه در هريكى بود چندى سبب * كز آن‌رو نشايست « 1 » جُستن شغب بماندم كه تا « 2 » خود در آن روزگار * چه بازى نمايد سرانجام كار كنون چون گذر بود خواهد مرا * سپردم بزرگى و شاهى ترا 185 تو با آن بزرگان در اين كار هم * تنازع مكن در مهى بيش‌وكم كه ابن ابو بكر « 3 » شد لهوخواه * به لَهوش توان دل ببردن ز راه به طاعت گراييد ابن عمر « 4 » * نيارد فرود اندر اين كار سر مگر آن‌كه مانع نيابد در اين « 5 » * نبندد چنين كار صورت يقين به چشم ابن عبّاس « 6 » پوشيده گشت * ز كار خلافت از اين درگذشت 190 ز ابن زبير « 7 » و حسين اندر اين * هراسانم از كارت از مهر و كين مَجنبان مَر اين هردو را زينهار * وگر فتنه‌جويى كنند آشكار بَر ايشان در آن دست باشد ترا * حسين را مرنجان زِ بَهر خدا كه فرزند دختِ سرِ انبياست * ورا قصد كردن به غايت خطاست و ليكن به كارت بر ابن زبير * مبادا كه ابقا كنى خيره خير 195 كه مارى است آن جنگجو زهردار * از او گر توانى بَرآور دمار « 8 » چو گردد زبان خشكم از گفت‌وگو * به مروان « 9 » و ضحّاك بن قيس گو كه كردم وصيّت پدر اين‌چنين * نهيدش به دست خود اندر زمين چو در گورم آيند هردو ز راه * تو با تيغ بيعت از ايشان بخواه » زِ كارِ وصيّت چو پردخت مرد * به خاصّانِ خود اين‌چنين ياد كرد :
هامش
( 1 ) ( ب 182 ) . در اصل : زو نشايست . ( 2 ) ( ب 183 ) . در اصل : نماندم كه تا . ( 3 ) ( ب 186 ) . : عبد الرحمان بن أبى بكر الصديق . ( 4 ) ( ب 187 ) . : عبد اللّه بن عمر بن الخطاب . ( 5 ) ( ب 188 ) . در اصل : مانع نيابذ در بن . ( 6 ) ( ب 189 ) . در اصل : نحشم ابن عباس ، منظور « عبد اللّه بن عباس » ( 7 ) ( ب 190 ) . : عبد اللّه بن زبير ، حسين بن على ( ع ) . ( 8 ) ( ب 195 - 194 ) . كامل 5 / 90 : گفته شده ، يزيد در بيمارى اخير پدرش حاضر نبود و معاويه هنگام مرگ ، ضحاك بن قيس و مسلم بن عقبه مرى را نزد خود خواند و اين سخن را با آنها گفت و از آنها خواست وصيت خود را به يزيد ابلاغ كنند و بايد اين روايت اصح روايات باشد . ( 9 ) ( ب 196 ) . : مروان بن حكم .