200 « اگرچه گناه است بىمرّ مرا * در اين سه هراسانترم از خدا
نخست آنكه بر اهلِ بيتِ رسول * به خيره برون آمدم از فضول
كه شد حقشان باطل اندر مهى * به من بازگرديد كارِ شهى
دؤم آنكه در كارِ قتل حَسن * فريبيدمش زن در آن انجمن « 1 »
كه شو را ز نادانيش زهر داد * بزرگى بيكبار با من فتاد
205 سئم آنكه كردم ولىعهد خود * پسر را وز اينم هراسان زِ بد
نظر بود « 2 » در هرسه حالم به دو * اگرچه مرا زو نباشد نكو
مگر دادگر بگذرد زين سخن * و گرنه از اين راىِ من واىِ من »
چو بر خود شمردى گناه او گناه * نباشد شده كافر اندر إله
نشايد بَر او كرد لعنت از اين * چو لعنت بر آن كو رها كرد دين
210 از آن پس زبانش فروشد زِ كار * برآورد گيتى ز جانش دَمار
شده پنج از شش « 3 » ز ماهِ رجب * ز تاريخ شصتم ز سالِ عرب
بُدش عمر هشتاد و يك آن زمان * شده بيست كم هشت مه ، شاه ، از آن « 4 » ( 310 )
سه پور و يكى دخت بودى ورا * ولى نسل ماند از يزيدش به جا « 5 »
چو در خاك كردى پدر را يزيد * وصيّت ز كارش به جا آوريد
215 زِ مروان و ضحّاك « 6 » بيعت نخست * به مروان بر آن مَكر گشتش دُرست
بزد بر معاويه از كين لگد : * « كنى مَكر و تو مرده اندر لَحد ! ؟ »
به ناچار بيعت دگرباره كرد * وز آنجا برون آمدند آن دو مرد
هامش
( 1 ) ( ب 203 ) . : جعده بنت اشعث بن قيس كندى .
( 2 ) ( ب 206 ) . در اصل : نطر بود .
( 3 ) ( ب 211 ) . در اصل : شذه بنج ار شش . طبرى ، روز پنجشنبه ، هشت روز مانده ، از رجب در دمشق ، و هشام بن محمد مرگش را در اول رجب آورده است .
( 4 ) ( ب 212 ) . در مدت عمر معاويه اختلاف كردهاند : بعضىها گفتهاند هنگام مرگ هفتاد و پنج ساله بود . على بن محمد گويد : وقتى معاويه بمرد ، هفتاد و سه ساله و به قولى هشتاد ساله و به قولى هشتاد و هشت ساله بود . مدت حكومتش را نوزده سال و دو ماه و سه روز ، نوزده سال و سه ماه چند روز كم ، نيز آوردهاند .
( 5 ) ( ب 213 ) . يزيد ، كه مادرش ميسون بنت بحدل بن أنيف الكلبى و دخترى به نام رب المشارق كه در كودكى بمرد . و هم از جمله زنانش فاخته بنت قرظة بن عبد عمرو بن نوفل كه عبد الرحمان و عبد اللّه را به دنيا آورد . عبد اللّه زبون و احمق بود و كنيهء ابو الخير داشت و عبد الرحمان در كودكى بمرد . ( طبرى 7 / 2893 )
( 6 ) ( ب 215 ) . منظور ، ضحاك بن قيس فهرى .