تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
در آن از حسين « 1 » كرد درخواه مرد * كه جويد ز بهرش ز بدره نبرد حسين گفت : « اگر بودمى اين هوا * ترا در مهى كى شمردى روا نخست از توام جُستى اين جنگ و كين * نكردى به گيتى زبونى چنين بدان ترك كردم چنين حقّ خويش * نبايد گرفتن مَر اين كار پيش » 65 معاويّه زو گشت از اين شرمسار * اميرى دگر شد در اين اختيار برفتند و كردند جنگ آن گروه * در آن جنگ شد بدره زيشان ستوه ( 307 ) به فرمانبرى شد پس از جنگ مرد * خلاف معاويّه ز آن پس نكرد

مكر كردن فرنگان بر عمرو عاص به بطلان آينهء اسكندريه

فرنگان در آن وقت از عمرو عاص * به زحمت بُدند و نُبدشان خلاص ز آيينه كاسكندرِ نامدار * نشانده از آن پيش بُد در منار 70 به حكمت بليناس « 2 » پرداخته * ز دانش چنان روشنش ساخته كه بر روى دريا به يك ماهه راه * نمودى به دو نيك هرجايگاه نبودى بر آن ملكشان دست از اين * وز اين كار بودندى اندوهگين بَر اين شكر كردند آن مردمان * مسلمان شدند چند كس آن زمان گرفتند زهدى ريايى به پيش * ستودندشان خلق در كار خويش 75 چو مردم شدند معتقدشان در آن * بگفتند با مردمان آن سران كه اسكندر رومى اندر منار * نهاده‌ست گنجى فزون از شمار نشان آينه ساخته اندر آن * منارى درونش پُر از گوهران چو عمرو ابن عاص اين حكايت شنيد * بكَند آينه اندر او در نديد به جابر نهادش و ليكن دگر * به خاصيّت آن را نبودى اثر 80 طلب كرد آن مردمان را نشان * نديدند جايى از آن مردمان بدانست كز مَكرِ قوم فرنگ * برفتش چنان رهنمايى ز چنگ
هامش
( 1 ) ( ب 61 ) . حسين بن على بن ابى طالب ( سيّد الشّهدا ) ، عليه السّلام . ( 2 ) ( ب 70 ) . بليناس ، حكيم و شاگرد ارسطاطاليس ، منارهء اسكندريه كه هرچه در ملك فرنگ مىرفت درو پيدا بود ، او ساخت . ( تاريخ گزيده 66 )
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 293 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى