تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
زنى را كه خواندند نامش قطام « 1 » * به دل دوست داشت و از او جُست كام زن از مرتضى داشت پرخون جگر * ز دردِ برادر ز كين پدر كه او بودشان كُشته در نهروان * وز اين بودى آن زن خليده روان 1165 چو از مرتضى در درون كينه داشت * بر آن كينه معشوقه را برگماشت به دو گفت : « اگر كام خواهى زِ من * به جانِ على اندر آور شكن و گرنه دگر كام از من مجو * بدين مهر از اين پس به پيشم مَپو » چو زو ابن ملجم شكيبا نبود * ز جهل اندر آن كار كوشش نمود دو نادان همانند آن « 2 » خيره‌كار * ورا دوست بودندى آن روزگار 1170 مبارك يكى عبدلاهش « 3 » پدر * دگر عمرو بكر تميمى گُهر به مى خوردن اندر شبى هرسه تن * بگفتند با هم از اين در سخن كه : « هستند اهلِ جهان در بلا * ز عمرو و معاويّه و مرتضى اگر هرسه را خوار گيريم جان * بود نام ما را از آن جاودان رهايى بود خلق را از گزند * وز اين كار مردم شوند سودمند 1175 به ديگر سرا نيز پروردگار * دهد مزد ما را بدين ژرف‌كار يكى هريكى [ را ] سرآريم « 4 » روز * كز اين كار گرديم گيتى فروز » نهادند وعده به ماه صيام * به يك روز يابند از اين كار كام مبارك « 5 » به قصد معاويّه رفت * ز كوفه سوى شام تازيد تفت معاويه را زخم زد بر سرين * ببرّيد گونه بيفتاد از اين 1180 همى خواست زخمى دگر زد بَر او * يزيد از « 6 » بدانديش شد جنگجو يكى مشت بر گردنش زد چنان * كه افتاد و بيهوش گشت اندر آن گرفتند و بردند او را سپاه * به پيش معاويّه ز آن جايگاه
هامش
( 1 ) ( ب 1162 ) . در اصل : نامش فطام : قطام بنت شجنه . ( 2 ) ( ب 1169 ) . در اصل : دو بادان ؟ ؟ ؟ آن . ( 3 ) ( ب 1170 ) . : برك بن عبد اللّه ، تاريخ گزيده 197 ، مبارك بن عبد اللّه آورده است . مصراع دوم ، در اصل : عمر بكر . : عمرو بن بكر تميمى . ( 4 ) ( ب 1176 ) . در اصل : يكى هريكى سرآريم . ( 5 ) ( ب 1178 ) . « برك » ، صحيح است . ( 6 ) ( ب 1180 ) . در اصل : برند از . يزيد بن معاويه .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 270 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى