تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
در آن كار شد ابن عثمان گزين * خردپيشه شيبه يل « 1 » پاكدين نه حجّ كرد « 2 » امارت ز پيكار كس * نزد اندر آن حال با هم نفس 1115 معاويه ز آن پس به عزم عراق * روان شد چو ديدى ز بخت اتّفاق تماشاكنان شد به موصل فراز * در او بود چندى به عزّ و به ناز كه آوازه شد در جهان سربه‌سر * كه او اندر آمد در اين بوم‌وبر از آن پس روان شد به اقليم شام * ز دولت به گردون برآورده نام

استيلاى سپاه معاويه بر حرمين و منع كردن لشكر مرتضى على ايشان را

چو سال چهل شد ز هجرت پديد * معاويّه سر بر فلك بركشيد 1120 بفرمود تا بسر ارطاة « 3 » گُرد * به سوى حرمّين سپاهى ببُرد بو ايّوب انصارى نامور * به يثرب ز حكم على بود سر چو ز آن لشكر آگاه شد در زمان * گريزنده شد از بَر بدگمان به يثرب درآورد بسر « 4 » آن سپاه * مدينه درآورد اندر پناه نكو خطبه‌اى گفت آن رزمتوز * نمود اندر او قتل عثمان به سوز 1125 بر آن گريه كردند مردم بسى * همى زار بگريستى هركسى بديشان چنين گفت بسر آن زمان * كه : « اى بىخرد خيره‌سر مردمان بكشتيد او را و بر قتل او * بگرييد اكنون ؛ « 5 » زهى آبرو اگر نيستى آن‌كه مهتر مرا * نداده است اجازت به قتل شما نَرستى ز تيغم يكى از شما * شدى خونِ اهل مدينه هبا » 1130 پس آنگاه از همگنان نيك و بد * به نام معاويّه بيعت ستَد
هامش
( 1 ) ( ب 1113 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ : شيبة بن عثمان بن ابى طلحة العبدرى . ( 2 ) ( ب 1114 ) . در اصل : به حج كرد . ( 3 ) ( ب 1120 ) . در اصل : بشر ؟ ؟ ؟ ارطاه . : بسر بن ابى ارطاة . ( 4 ) ( ب 1123 ) . در اصل : آورد بشر . ( 5 ) ( ب 1127 ) . در اصل : بكشتند او . مصراع دوم ، در اصل : بكريند اكنون .