از آن بوده نه ماه با چار سال * خليفه به گيتى به جنگ و جدال
سرِ مرتضى چون درآمد به خواب * بكردند تجهيزش اندر شتاب
به حُكم وصيّت بر اشتر ورا * ببستند و كردند آن را رها
1220 ز كوفه شتر تا نجف شد روان * گذشتن از آنجا نبودش توان
بدآنجا كه مشهد كنون است جا * گزيد و سپردند به خاكش ورا « 1 »
بَر او خاك كردند آنگاه راست * ندانست كس تا كه گورش كجاست
به گاه بنى امّيّه آن مزار « 2 » * نكردندى از بيمشان آشكار
چو هارون « 3 » برآمد به گاهِ مهى * پديد آمد آنجاى را فرّهى
1225 يكى روز هارون بُد اندر شكار * شكارش گرفت اندر آنجا قرار
نرفتى همى اسپِ هارون در او * پياده شد آن مهترِ صيدجو
هراسى بَر او ز آن زمين برنشست * از آن صيد آن شاه از اين داشت دست
ز مردم بپرسيد احوال آن * زِ گور على داد پيرى نشان
بكاويد جا شخص او شد پديد * مزارى ز بَهرش پديد آوريد
1230 نگهبان نشاند و بر آن هركسى * فزودى عمارت زِ هردر بسى
چنين تا فنا خسرو نامدار « 4 » * چنان كرد ، هست اين زمان آشكار
عمارت پس آنگاه گِرد اندرش * همى هركسى كردى اندر خورش
چنين تا كه شهرى شد آن جايگاه * پر از خانه و كوى و بازارگاه
هامش
- چقدر بود ؟ » گفت : « وقتى كشته شد ، شصت و سه ساله بود » . محمد بن عمر گويد : و اين به نزد ما معتبر است .
( طبرى 6 / 2694 )
( 1 ) ( ب 1221 ) . پسرش حسن او را با دست خود غسل داد و بر او نماز خواند و هفت تكبير گفت و گفت : اما انّها لا تكبّر [ لا يكبر ] على احد بعده ، بدانيد كه پس از على بر ديگرى هفت تكبير گفته نمىشود . على در كوفه در جايى به نام ( غرى ) دفن شد . ( تاريخ يعقوبى 2 / 139 )
( 2 ) ( ب 1223 ) . در اصل : آن مرار .
( 3 ) ( ب 1224 ) . منظور « هارون الرشيد » .
( 4 ) ( ب 1231 ) . منظور « عضد الدوله ديلمى » .