تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
از آن بوده نه ماه با چار سال * خليفه به گيتى به جنگ و جدال سرِ مرتضى چون درآمد به خواب * بكردند تجهيزش اندر شتاب به حُكم وصيّت بر اشتر ورا * ببستند و كردند آن را رها 1220 ز كوفه شتر تا نجف شد روان * گذشتن از آنجا نبودش توان بدآنجا كه مشهد كنون است جا * گزيد و سپردند به خاكش ورا « 1 » بَر او خاك كردند آنگاه راست * ندانست كس تا كه گورش كجاست به گاه بنى امّيّه آن مزار « 2 » * نكردندى از بيمشان آشكار چو هارون « 3 » برآمد به گاهِ مهى * پديد آمد آنجاى را فرّهى 1225 يكى روز هارون بُد اندر شكار * شكارش گرفت اندر آنجا قرار نرفتى همى اسپِ هارون در او * پياده شد آن مهترِ صيدجو هراسى بَر او ز آن زمين برنشست * از آن صيد آن شاه از اين داشت دست ز مردم بپرسيد احوال آن * زِ گور على داد پيرى نشان بكاويد جا شخص او شد پديد * مزارى ز بَهرش پديد آوريد 1230 نگهبان نشاند و بر آن هركسى * فزودى عمارت زِ هردر بسى چنين تا فنا خسرو نامدار « 4 » * چنان كرد ، هست اين زمان آشكار عمارت پس آنگاه گِرد اندرش * همى هركسى كردى اندر خورش چنين تا كه شهرى شد آن جايگاه * پر از خانه و كوى و بازارگاه
هامش
- چقدر بود ؟ » گفت : « وقتى كشته شد ، شصت و سه ساله بود » . محمد بن عمر گويد : و اين به نزد ما معتبر است . ( طبرى 6 / 2694 ) ( 1 ) ( ب 1221 ) . پسرش حسن او را با دست خود غسل داد و بر او نماز خواند و هفت تكبير گفت و گفت : اما انّها لا تكبّر [ لا يكبر ] على احد بعده ، بدانيد كه پس از على بر ديگرى هفت تكبير گفته نمىشود . على در كوفه در جايى به نام ( غرى ) دفن شد . ( تاريخ يعقوبى 2 / 139 ) ( 2 ) ( ب 1223 ) . در اصل : آن مرار . ( 3 ) ( ب 1224 ) . منظور « هارون الرشيد » . ( 4 ) ( ب 1231 ) . منظور « عضد الدوله ديلمى » .