تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
1150 گريزان شدند واليان ز آن دو شهر « 1 » * سپاه على يافت ز آن هردو بهر به نام على خطبه كردند باز * در او كار اسلام و دين يافت ساز همين سال از بصره با مرتضى * نمودند « 2 » مهتر دگر شد به را

سبب آزار عبد اللّه عبّاس و عقيل « 3 » از مرتضى على

زر و سيم در بيت مال آنچه بود * ببرد و على رنجش از وى نمود زِ عمّزاده جستى حساب اندر آن * از اين ابن عبّاس شد سَرگران 1155 ز بصره برفت و به مكّه كشيد * دگر روى عمّزاده زين پس نديد عقيل « 4 » دلاور همين سال از او * دل‌آزار گشت و بپيچيد رُو كه او اندك‌اندك به دو داد زر * به پيش معاويّه بنهاد سر بَر او كرد بيعت ز كار مهى * وزو ديد از اين بىكران فرّهى على را از اين كار انده فزود * چو قومش به خصمش ارادت نمود 1160 دل از كارِ گيتى به يك ره بُريد * بدانست انجامِ كارش رسيد ( 301 )

قتل مرتضى على ، كرّم اللّه وجهه

بُد از خارجيّان يكى خيره‌سر * به نام عبد رحمن « 5 » و مُلجم پدر
هامش
( 1 ) ( ب 1150 ) . در اصل : ز آن دو سر . ( 2 ) ( ب 1152 ) . نمودند - اطلاع دادند . ( 3 ) عنوان . : عقيل بن ابى طالب . ( 4 ) ( ب 1156 ) . عقيل بن ابى طالب عبد مناف بن عبد المطلب هاشمى القرشى . برادر بزرگتر على بن ابى طالب ( ع ) . وى در جاهليت شهرتى بسيار داشت . تا غزوهء بدر در شرك باقى بود و در اين غزوه قريش او را وادار ساختند تا با مسلمانان بجنگد و چون به اسارت مسلمين درآمد با فديهء عباس بن عبد المطلب آزاد شد و به مكه بازگشت و پس از واقعهء حديبيه اسلام آورد . در غزوه موته همراه مسلمين شركت جست . هنگامى كه برادرش على ( ع ) به خلافت رسيد از وى جدا شد و به معاويه پيوست . عقيل در زمان خود آگاهترين قريش در شناختن ايّام و انساب آنان بود . به سال 60 ه ق . درگذشت . ( لغت‌نامه دهخدا ) ( 5 ) ( ب 1161 ) . : عبد الرحمان بن عمرو ( ابن ملجم مرادى )