دگر عمرو سفيان « 1 » و چندى سپاه * سوى هيت و انبار شد رزمخواه
به حُكم على اندر آن جايگاه * بُدى اشرس بكر « 2 » اميرِ سپاه
1075 چو از شاميان آگهى يافت زود * به پيكار بدخواه تيزى نمود
سپاهش دو بهره از او بازگشت * گريزان برفتند بر طرف دشت
خود و ويژگان بر سپاهِ عدو * زد و خون درآورد زيشان به جو
ولى چون نُبد ده يك بدسگال * تبه گشت خيره به كار جدال
بر آن ملك شامى سپه يافت دست * به فرمان درآورد آن مُلك و رست
1080 چو آمد به پيش على اين خبر * ز كوفى سران داشت پُرخون جگر
كه يارى بسى جست و ياريگرى * نمىيافت از كس گهِ داورى
نكرده كسى را ز كوفه خبر * به پيكار بدخواه بنهاد سر
برفتند كوفى سَرانش ز پِى * نمودند پوزش به نزديكِ وى
مَر او را سوى كوفه بردند باز * سپه بَهر پيكار كردند ساز
1085 سعيد ابن قيس و گزين يك هزار * برفتند تازان بدان كارزار
ز هيت و ز انبار شامى سپاه * گريزان از ايشان شدند سوى راه
برفتند تا شام كوفى سپاه * نديدند از ايشان كسى را به راه
از آن مُلك با كوفه گشتند باز * كشيده در آن راه رنجِ دراز
دگر ابن مسعد فزارى « 3 » نژاد * به اعراب صحرانشين رفت شاد
1090 به تحصيل مال زكات از عرب * ز بدخواه جستن بتندى شغب
بسى مال بستد ز مردم درو * ز بعضى قبايل شد او جنگجو
على چون خبر يافت بر جنگ او * سپاهى فرستاد پيكارجو
سپهدارشان مهترى نامدار * مسيّب به نام و ز قوم فزار « 4 »
برفتند و كردند جنگ آن سپاه * فراوان ز شامى سپه شد تباه
1095 گريزان شدند شاميان در حصار * بر ايشان در آن حصن شد سختكار
هامش
( 1 ) ( ب 1073 ) . : سفيان بن عوف الأزدى . معاويه ، سفيان بن عوف را با شش هزار سپاهى تجهيز كرد و فرمان داد كه به شهر هيت برود و از آنجا بگذرد تا به انبار و مداين برسد و مردم را غارت كند . ( كامل 4 / 194 )
( 2 ) ( ب 1074 ) . در اصل : اسرش بكر . : اشرس بن حسان بكرى .
( 3 ) ( ب 1089 ) . در اصل : ابن سعد فرارى « منظور ، عبد اللّه بن مسعدة بن حكمة بن مالك بن بدر الفزارى » .
( 4 ) ( ب 1093 ) . در اصل : مسبب بنام و ز قوم فرار . « مسيب بن نجبه الفزارى »