تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
در او ابن عبّاس شد باز شاه * به فرمان درآورد آن جايگاه 1020 از آن پس على كوفيان را بر اين * نكوهيد بسيار و گفت اين‌چنين كه : « هرگاه خواهم مدد از شما * كسالت نماييد « 1 » در كارِ ما به جاى شما ايزد از روى داد * گروهى ز فرمانبرانم « 2 » دهاد هميدون به جايم شما را خدا * اميرى دهاد ظالم و تيره را كه باشيد « 3 » از او در عذّاب و بلا * نيابيد ازو هيچ روى رها » 1025 دعاى على مستجاب اوفتاد * همان روز حجّاج يوسف « 4 » بزاد

امارت زياد بر فارس به حُكم على و حرب او با خوارج

چو تاريخ را سى و نه گشت سال * برافراخت بدخواه در جنگ بال بُد از خارجيّان اميرى عرب * رباحيه حارث « 5 » مَر او را لقب در اين حال شد منكرِ مرتضى * همى خواند كافر به دين در ورا همى گفت : « چون توبه ز آن كارِ بد * نكرد او ، نگردد « 6 » مسلمان به خود 1030 روا نيستم در پىِ او نماز * ابا او شدن بايدم رزمساز » على گفت : « تا از كتاب خدا * پژوهش نماييم از اين ماجرا هرآن كس كه گمراه باشد از اين * زِ جانش ستانيم از اين كار كين » يكى روز حارث بر اين مُهل خواست * چو شب گشت ترتيب ره كرد راست ز كوفه برون كرد و چندى سران * شدندش در آن كارِ بد ياوران 1035 در آن مملكت فتنه انگيختند * ز قوم على خون همى ريختند « 7 » على گشت از آن مردمان رزمخواه * زياد ابيه‌اش امير سپاه
هامش
( 1 ) ( ب 1021 ) . در اصل : كسالت نمايند . ( 2 ) ( ب 1022 ) . در اصل : كروهى ز فرمان بزانم . ( 3 ) ( ب 1024 ) . در اصل : كه باشند . ( 4 ) ( ب 1025 ) . : حجاج بن يوسف الثقفى . ( 5 ) ( ب 1027 ) . در اصل : رباحيه ؟ ؟ ؟ حارث ؟ ؟ ؟ . احتمالا ، حارث رباحى . ( 6 ) ( ب 1029 ) . در اصل : نكرد و نكردذ . ( 7 ) ( ب 1035 ) . در اصل : ز قوم على همى خون را ريختند .