كنانه كه از بشر بودش گهر * وز او گشته بُد خونِ عُثمان هَدر « 1 »
965 به راه نيابت در آن شهر ماند * محمّد سپه را به پيكار راند
كه از مَسلمه « 2 » جنگ جويد به كين * بپردازد از خارجيّان زمين
ازو مَسلمه گشت پيكارخواه * بسى مردمان در ميان شد تباه
از او بر محمّد شكست اوفتاد * به راه هزيمت روان شد چو باد
چو آمد سوى مصر در شهر راه * نمىيافت و شهرى بُدى رزمخواه
970 معاوية ابن حديج « 3 » اندرو * بُدى از كنانه شده جنگجو
از او كين عثمان در آن جسته باز * تبه كردهاش با بسى رزمساز
نكرده ز مهر و ز آزرم ياد * زِ كين جانِ عمّزاده داده به باد
بر آن شهر گشته از اين كامكار * به دل شهريانش ز جان دوستدار
محمّد مدد خواست از مرتضى * فرستاد يارى على مَر ورا
975 به نيروى ايشان محمّد به شهر * درآمد از آن مملكت يافت بهر
معاويّه ز آنجا كرانه گزيد * محمّد به مصر اندرون آرميد
چو ايمن شد از كارِ آن بدسگال * سوى حارثيه « 4 » برافراخت بال
دگر ره به كوشش سپه بُرد مرد * و ليكن شكسته شد اندر نبرد
مدد از على خواست باز از سپاه * به حُكم على ، مالك « 5 » آمد به راه
980 ز مالك ، معاويّه پُربيم بود * در اين كار در مكر و حيله فزود « 6 »
فرستاد و در رَه ورا زهر داد * وز آن جانِ آن جنگجو شد به باد
هامش
( 1 ) ( ب 964 ) . در اصل : كانه كه از بسر . مصراع دوم ، در اصل : عثمن هذر .
( 2 ) ( ب 966 ) . : مسلمة بن مخلد انصارى .
( 3 ) ( ب 970 ) . در اصل : معويه ابن ؟ ؟ ؟ .
( 4 ) ( ب 977 ) . حارثيه : موضعى است به جانب غربى بغداد .
( 5 ) ( ب 979 ) . : مالك اشتر .
( 6 ) ( ب 980 - 981 ) . در طبرى 6 / 2622 آمده است : معاويه كس پيش جايستار فرستاد كه يكى از خراجيگران بود و گفت : اشتر ، عامل مصر شد ، اگر او را از ميان بردارى تا وقتى كه هستم از تو خراج نخواهم ، هرچه مىتوانى بكن . . . جايستار به پيشواز وى رفت و گفت : « اينك منزل و اينك غذا و علوفه ، من يكى از خراجگيرانم . » اشتر آنجا فرود آمد . دهقان براى وى علوفه و غذا حاضر كرد و چون غذا خورد ، شربت عسل برايش آورد كه زهر در آن كرده بود ، كه از آن بنوشيد و بمرد . در تاريخ يعقوبى 2 / 100 آمده ، اشتر در قلزم وفات كرد و قبرش آنجا است . شهادت او و محمد بن ابى بكر در سال سى و هشت هجرى بود .