گزين عمرو عاص آمد از شاميان * على ، ابن عبّاس « 1 » را همچنان
نگشتند خستو به دو شاميان * كه آزرم « 2 » خويشى كند اندر آن
ابو موسى اشعرى را سپاه * گزيدند از بَهر اين كار و راه
على را چنين گفت احنف « 3 » در آن * كه : « عمرو است پرداهى از شاميان
845 ابو موسى اشعرى را در اين * به بازى خَرَد آن يَلِ خردهبين
مرا برگزين تا ز حيله سَخُن * نيارد فگندن در اين كار بُن
كه هربند كو خواهدم زين نمود * توانم ز دانش مر آن برگشود »
على خواست كردن ورا اختيار * نبودند لشكر بدان سازگار
ز بو موسى ارچند بُد نااميد * خلافِ سپاه اندر اينرو نديد
850 چو حاضر نبود او در آن رزمگاه * بر آن وعده كردند تا هشت ماه
بَر اين عهد كردند از هردو سو * به بنگاه خود هريك آورد رو
على شد ز صفين به كوفه روان * معاويّه شد سوى شام آن زمان
در اين جنگ هفتاد باره هزار * مسلمان تبه بود از آن كارزار
از آن بيست و پنج از سپاه على * بُدند خوانده منشورِ بىحاصلى
855 چل و پنج شامى سپه بُد تباه * از اين كينهجويى در آن رزمگاه
تن زخمداران فزون از شمار * دو رويه بُد از كوششِ كارزار ( 295 )
تنازع جمعى بر مرتضى على جهت وعدهء حكمين
چو با كوفه آمد على مرتضى * سپه گشت با او دگرگون به را
گزين شبث « 4 » از تخمهء ربعرى * به كار حكم جُست زو داورى
على را بَر اين كار كافر شمرد * كه : « حُكم خدايى حَكم را سپرد »
860 على گفت : « كس [ حُكم ] پروردگار « 5 » * بديشان ندادهست از اين كارزار
هامش
( 1 ) ( ب 841 ) . عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب .
( 2 ) ( ب 842 ) . آزرم - ملاحظه ، جانبدارى .
( 3 ) ( ب 844 ) . : احنف بن قيس .
( 4 ) ( ب 858 ) . در اصل : كزين شب ؟ ؟ ؟ . منظور « شبث بن ربعى » است به جهت رعايت قافيه تصحيح نشد .
( 5 ) ( ب 860 ) . در اصل : كس پروردكار .