تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
يكى حيله كرد اندر آن عمرو عاص * كز آن گشت شامى ز كُشتن خلاص

سبب تعيين وعدهء حكمين

به نيزه برآورد مُصحف چو باد * چنين گفت : « بايد بدين داد داد 820 هرآن چيز گفته است پروردگار * بر آن كار سازيم در كارزار » سپاهِ على چون شنيد اين‌چنين * نكردند ديگر كسى راى كين ولى مالك اشتر و ديگران * نجستندى از جنگِ دشمن كران على گفت : « اى قوم هست آن فريب * مگيريد كايشان شدند ناشكيب به مردى ندارند پاياب ما * به حيلت نهادند از آن پيشِ ما 825 اگر پافشاريم يك دَم به جنگ * درآريم بىشك سرانشان به چنگ » نپذرفت از او هيچ‌كس اين سخن * مخالف شدندش مَر آن انجمن همى هريكى گفت با مرتضى : * « چو گويد عدو از كتابِ خدا تو ما را به كُشتن سپارى چرا * نخواهيم پذرفتن اين ماجرا اگر مالك و لشكرت را ز جنگ * نخوانى كنون با زِ پس بىدرنگ 830 روانِ تو گيريم از اين كار خوار * برآريم از تو هم اينجا دمار كه ما را ز عثمان شكايت جز اين * نبودى كه قرآن نبودش گزين به راى و به تدبيرِ خود كرد كار * نه بر سنّت و گفتهء كردگار » على گرچه مىگفتى از راستى * كه از حيله است آن و از كاستى از او كس نپذرفت و بر تيغ دست * نهادند آن قوم عشوه‌پرست 835 بفرمود ناچار « 1 » كرّار نيز * كه مالك نكوشد به كار ستيز بَر اين كارشان منع كرد آن امير * ولى بود حيله شده جاىگير به نزديكى كس نبودى روا * كند كار غير از كتابِ خدا سپه چون گرفتند تركِ نبرد * على پيشِ آن قوم پيغام كرد : « بَر اين كين كدام آيت است اختيار * كه بَر وى دو رويه بسازيم كار ؟ » 840 معاويّه گفتا : « حَكَم از دو رُو * نشانيم و آيت كنم « 2 » جست‌وجو »
هامش
( 1 ) ( ب 835 ) . در اصل : بفرمود تاجار . ( 2 ) ( ب 840 ) . در اصل : جَكم از ، ( مصراع دوم ) ؛ ظاهرا : « كنيم » به جاى « كنم » .