تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
به دو عمرو « 1 » گفتا : « على داد از اين * همى مىدهد جنگجو شُو ز كين » معاويه گفتش كه : « اى پرسخن * مگر گشته‌اى سير از جانِ من 800 كه با او به كوشش فرستى مرا * كه يا رَد شدن پيشِ شير خدا ؟ كه در جنگِ او در جهان رونهاد * كه جانش نداد آن دلاور به باد اگر كوه آتش كشد برگ نى * توانم من اين جنگ جُستن ز وى دروغى دو برهم كه بَهر مهى * ببستيم از آنم به كُشتن دهى من و شيرِ يزدان به مردى و زور * بتر باشد از چشمِ زرقا « 2 » و كور ( 294 ) 805 از اين درگذر كين چنين گفت‌وگو * دهد از عداوت در اين حال بو » بَر اين عمرو آورد پوزش به پيش * كه خشنود گردد ز گفتار خويش چو پاسخ نمىيافت شيرِ خدا * ز پيش صف آمد سبك با زِ جا همى حمله مىكرد بر بدگمان * سرافشاندى از دشمنان هرزمان چنين تا كه خورشيد شد ناپديد * دو لشكر ز هم همچنان كين كشيد 810 شبِ تيره‌گون نيز هردو سپاه * بُدند اندر « 3 » آوردگه رزمخواه چنان شد همى ريش همديگران * گرفتند و از تن بريدند سران ز دشمن ندانست كس دوست باز * درِ جنگ بر همگنان بود باز كسى را كه افزون بُدى زورِ دست * به بىزور آوردى « 4 » از كين شكست چنان شب نديده‌ست جنگى به خواب * سپه بيشتر اندر او شد خراب 815 شب قادسيّه دو رويه از اين * فراموش كردند در جنگ و كين چو شب روز شد ، روىِ راه گذر * نبود از تنِ كُشته بر دشت « 5 » بر از آن سست گشتند شامى سپاه * همى خواستند شد هزيمت به راه
هامش
( 1 ) ( ب 798 ) . : عمرو بن العاص . ( 2 ) ( ب 804 ) . در اصل : از جشم زرقا ؟ ؟ ؟ . زرقاء ، زنى بود مشهور از قبيلهء جديس كه در سه روزه راه مىديد . نام زنى خاص از عرب كه به تيزى از يك روزه راه سوار را مىديد . چنان كه در عرب مثلى است . ( لغت‌نامه دهخدا )چشم زرقا را كشيده كحل غيب * هم به نور غيب بينا ديده‌ام( خاقانى ) ( 3 ) ( ب 810 ) . در اصل : بديد اندر . ( 4 ) ( ب 813 ) . در اصل : نبى زور آوردى . ( 5 ) ( ب 816 ) . در اصل : كشته بر دست .