570 از آوردگه ابن عامر به راه * گريزان شد و سرورانِ سپاه
به پيش معاويه كردند رو * از ايشان نشد مرتضى جنگجو
نماندى رود لشكرش در عقب * سرآرد به كس بر جهان در شغب
به شبگير فرمود ك : « ز هردُو رو * هرآن كس كه گشته است كُشته درو
چو اسلاميان كرده تجهيز پاك * سپاريدشان « 1 » هم بدانجا به خاك »
575 بَر اينگونه كردند و پس مرتضى * در او كرد بَهر غنيمت ندا
كه هركُشته را بود وارث به جا * برفتند و بردند آن چيز را
هرآن چيز از آن مال بر جا بماند * به بخشش بر آن لشكرش بَرفشاند
نويد اندر اين كارشان داد نيز * كه : « چون شام رامم شود در ستيز
شما را دَهم نعمتِ بىكران * كه گرديد « 2 » يكسر غنى اندر آن »
580 جوانانِ بصره از اين داروگير * شدندى بَرِ عايشه خيره خير
بگفتندى اندر حقش ناسزا * از آن بازشان داشتى مرتضى
برِ عايشه داد پيغام و گفت : * « نبى گفت با من چنين در نهفت
يكى از زنانم ز تو جنگجو * شود ليك فيروز گردى بَر او
اگرچه ندارم به كارش رضا * تو بايد فرستى به خانه ورا
585 به شهرِ مدينه ترا راهجو * كنون گشت بايد از اين گفتوگو »
پس از بهرِ خرجش ده و دو هزار * درم داد آن شيرِ دشمن شكار
زنانِ بزرگان بصره به راه * روان كرد با او از آن جايگاه « 3 »
به هنگام رفتن سرِ بانوان * چنين گفت در بصره با مردمان
كه : « اندر ميان من و مرتضى * ز خويشان بُوَد « 4 » اندكى ماجرا
هامش
- برد و در خانهء عبد اللّه بن خلف خزاعى پيش صفيه دختر حارث جاى داد . به گفتهء واقدى جنگ جمل به روز پنجشنبه دهم جمادى الاخر سال سى و يكم بود . و تاريخ فخرى 120 : جنگ جمل در سال سى و ششم هجرى به وقوع پيوست .
( 1 ) ( ب 574 ) . در اصل : سبارندشان .
( 2 ) ( ب 579 ) . در اصل : كه كردند .
( 3 ) ( ب 587 ) . پس هفتاد زن از عبد القيس در لباس مردانه همراهش فرستاد تا او را به مدينه رسانيدند .
( تاريخ يعقوبى 2 / 82 )
سپس چهل نفر از زنان سرشناس بصره را براى همدمى با عايشه همراه وى روان كرد . ( تاريخ فخرى 120 )
( 4 ) ( ب 589 ) . در اصل : ز خويشان او بود .