تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
570 از آوردگه ابن عامر به راه * گريزان شد و سرورانِ سپاه به پيش معاويه كردند رو * از ايشان نشد مرتضى جنگجو نماندى رود لشكرش در عقب * سرآرد به كس بر جهان در شغب به شبگير فرمود ك : « ز هردُو رو * هرآن كس كه گشته است كُشته درو چو اسلاميان كرده تجهيز پاك * سپاريدشان « 1 » هم بدان‌جا به خاك » 575 بَر اين‌گونه كردند و پس مرتضى * در او كرد بَهر غنيمت ندا كه هركُشته را بود وارث به جا * برفتند و بردند آن چيز را هرآن چيز از آن مال بر جا بماند * به بخشش بر آن لشكرش بَرفشاند نويد اندر اين كارشان داد نيز * كه : « چون شام رامم شود در ستيز شما را دَهم نعمتِ بىكران * كه گرديد « 2 » يكسر غنى اندر آن » 580 جوانانِ بصره از اين داروگير * شدندى بَرِ عايشه خيره خير بگفتندى اندر حقش ناسزا * از آن بازشان داشتى مرتضى برِ عايشه داد پيغام و گفت : * « نبى گفت با من چنين در نهفت يكى از زنانم ز تو جنگجو * شود ليك فيروز گردى بَر او اگرچه ندارم به كارش رضا * تو بايد فرستى به خانه ورا 585 به شهرِ مدينه ترا راهجو * كنون گشت بايد از اين گفت‌وگو » پس از بهرِ خرجش ده و دو هزار * درم داد آن شيرِ دشمن شكار زنانِ بزرگان بصره به راه * روان كرد با او از آن جايگاه « 3 » به هنگام رفتن سرِ بانوان * چنين گفت در بصره با مردمان كه : « اندر ميان من و مرتضى * ز خويشان بُوَد « 4 » اندكى ماجرا
هامش
- برد و در خانهء عبد اللّه بن خلف خزاعى پيش صفيه دختر حارث جاى داد . به گفتهء واقدى جنگ جمل به روز پنجشنبه دهم جمادى الاخر سال سى و يكم بود . و تاريخ فخرى 120 : جنگ جمل در سال سى و ششم هجرى به وقوع پيوست . ( 1 ) ( ب 574 ) . در اصل : سبارندشان . ( 2 ) ( ب 579 ) . در اصل : كه كردند . ( 3 ) ( ب 587 ) . پس هفتاد زن از عبد القيس در لباس مردانه همراهش فرستاد تا او را به مدينه رسانيدند . ( تاريخ يعقوبى 2 / 82 ) سپس چهل نفر از زنان سرشناس بصره را براى همدمى با عايشه همراه وى روان كرد . ( تاريخ فخرى 120 ) ( 4 ) ( ب 589 ) . در اصل : ز خويشان او بود .