بشد مالك اشتر رزمزن * به پيكار نزديك آن انجمن
550 همى خواست گيرد مهارِ شتر * به پيكار او رفت از آن قوم پُر
از آن پس كز او گشت چندى تباه * به نزديكى آن شتر يافت راه
نمىداد از دست كعب سويد « 1 » * ببرّيد دستش به ديگر كشيد
دگر دست او هم بيفگند خوار * برادر گرفتش به دست آن مهار
از او نيز مالك برآورد گرد * دگر يك بدين كار آهنگ كرد
555 چنين تا كه هفتاد كس را در آن * تبه كرد مالك ز نامى سران
گرفت آن مهارِ شتر آنگهى * كشيد و نبرّيد « 2 » اشتر رهى
تو گفتى به مسمارش اندر زمين * قضا دوخت محكم بر آن دشتِ كين
« دهيدش » على گفت : « كان ناسزا * به جنگم روان داشتى دست و پا
نخواهد به فيروزيم ره بَريد * از او كين از اين كار بايد كشيد »
560 شتر را يكى كرد پى در زمان * درآمد به رو هودج افتاد از آن
از او عايشه بانگ و فرياد كرد : * « چو فيروز گشتى على در نبرد
« نكويى كن اندرخور خويشتن * بَدى درگذار از بزرگى زِ من »
على با محمّد « 3 » چنين گفت : « زود * سوى خانه بَر خواهرت را چو دود »
محمّد برِ هودجش رفت زود * در او دست برد و به خواهر پَسود
565 چنين گفت بانو [ كه ] : « بُبريده باد « 4 » * مَر اين دست كان بَر تنى برنهاد
كه جز دستِ فخرِ بشر در جهان * نديد اين تن از آشكار و نهان »
محمّد به دو گفت ك : « اى خواهرم * منم ، سوى خانه ترا مىبرم
دعا بَد كنى در حقِ من چرا ؟ » * بر اين كرد خواهر مَر او را دعا
به خانِ خزاعى « 5 » ز آوردگاه * برادر ورا برد و داشتى نگاه
هامش
( 1 ) ( ب 552 ) . كعب بن سور الأزدى ، صحيح است . كعب نخستين كس بود كه از بصريان و كوفيان در مقابل عايشه كشته شد . ( طبرى 6 / 2460 )
( 2 ) ( ب 556 ) . در اصل : كشيذ و ببرّيد .
( 3 ) ( ب 563 ) . : محمد بن ابى بكر الصديق .
( 4 ) ( ب 565 ) . در اصل : نبريده ؟ ؟ ؟ باد .
( 5 ) ( ب 569 ) . در اصل : خان خراعى . در طبرى 6 / 2465 آمده است : آخر شب محمد بن ابى بكر ، عايشه را به بصره -