- هر آن كو كند كار ناكردنى * غمى بايدش خورد ناخوردنى -
ز بصره به كوفه ، على رفت زود * به قصر الاماره نيامد فرود
به صحرا به نزديكِ آن جُست جا * ز خشت و زِ گِل ساخت آنجا سرا
610 هميدون بكردند قومش مقام * شد آن جايگه هاشميّه « 1 » به نام
چو جستندى آنجاى آرامگاه * در او راست مىكرد سازِ سپاه
كه لشكر درآرد به اقليمِ شام * به مردى كند كشور شام رام
مكر كردن معاويه بر على جهت عَزلت قيس بن سعد « 2 »
سوى مصر نزديكى قيس مرد * فرستاد و زين كارش آگاه كرد
كز آن سوى او لشكر آرد به جنگ * وز اين سو رود مرتضى چون پلنگ
615 معاويّه پربيم شد زين سبب * به حيلت درآمد ز كار شغب
پيامى به دل دوستى پيشِ قيس * فرستاد و ز آن شد بدانديش قيس
چو بُد قيس دانا فريبش درو * نشد كارگر « 3 » ، داد پاسخ نكو
جوابى بيوسيده از نيك و بد * فرستاد پيشش چنان چون سزد
معاويه پيشش فرستاد و گفت : * « به دانش مرا گول نتوان گرفت
620 زراندود در من نگيرد سَخُن * بكُن پاك اين دوستى يا مكُن »
مر او را ز خود قيس نوميد كرد * در اين كار در حيله كوشيد مرد
درافگنده « 4 » آوازه ك : « ز قيس بِه * مرا دوستى نيست از هيچ مِه
دل آسوده زويم در اين كارِ كين * كه خواهد ز جانِ على كين در اين »
زِ بهرش از اين در زبان برگشاد * به نزديك مردم همى كرد ياد
625 چو آمد به پيش على اين خبر * از اين شد پُرانديشه آن نامور
هامش
( 1 ) ( ب 610 ) . هاشميه ، شهرى است كه سفاح اولين خليفه عباسى آن را در كوفه بنا كرد . حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب بناى شهر هاشميه را به على بن ابى طالب نسبت داده و گفته است كه ابو جعفر منصور دومين خليفه عباسى آن را به اتمام رسانيد و بر گرد آن بارو كشيد . ( لغتنامه دهخدا )
( 2 ) ( ب 613 ) . : قيس بن سعد بن عباده انصارى .
( 3 ) ( ب 617 ) . در اصل : بشذ كاركر .
( 4 ) ( ب 622 ) . شايد : درافگند .