تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
ز روى مروّت ، ز مردى ، ز دين * روا باشد از وى به من برچنين ؟ بُرو ز اين حكايت وِرا بازدار * دلش نرم كن ، زود پيش من آر « 1 » » 475 بدين كار پيش پدر شد پسر * بسى گفت تا گشت راضى پدر به پيكار كردن ز جان دل نهاد * ز سوگند خوردن كفارت بداد سه بهره شدند زين سبب بصريان * يكى ز آن كنارى گزيد از ميان نگشتند ياور كسى را در اين * ز دانش شدند جمله خانه‌نشين دو ديگر يكايك به هرسوى رو * نهادند و از صلح بُد گفت‌وگو 480 در اين كار غوغاييان سربه‌سر * نشستند و گفتند با يكدگر كه : « ز اين صلح « 2 » بر ما زيان تا به جان * رسيدن كنون خواهد اندر جهان يكى چاره بايد در اين كار كرد * كه جويند از هم دو رويه نبرد بماند به ما زندگانى از اين * نگرديم كُشته به خيره به كين » شب تيره غوغاييان سربه‌سر * برفتند و گشتند پرخاشخر

حرب سپاه مرتضى على با لشكر عايشه و طلحه و زبير « 3 »

485 برِ لشكر عايشه چون پلنگ * يكى لحظه كردند آنجاى جنگ گمان برد بَصرى ، على با سپاه * از ايشان در آن وقت شد رزمخواه به هم درفتادند وز آن كارزار * گذشتند غوغاييان خوار خوار برِ لشكر مرتضى آمدند * هميدون ز پيكارشان دم زدند سپاهِ على بُرد ايدون گُمان * كه بودند از بصره آن مردمان 490 ز هم جنگجو آن سپه گشت تيز « 4 » * دو رويه شد آن آتش فتنه تيز ( 288 ) كنارى گرفتند غوغاييان * سپه كرد كوشش به كار زيان دو رويه ز خود تيره شب آن سپاه * همى مرد كردى به خيره تباه
هامش
( 1 ) ( ب 474 ) . در اصل : رود بيش من . ( 2 ) ( ب 481 ) . در اصل : كرين صلح . ( 3 ) عنوان . جنگ جمل در جايى به نام ( خريبه ) در جمادى الاولى سال سى و شش هجرى اتفاق افتاد . ( تاريخ يعقوبى 2 / 80 ) ( 4 ) ( ب 490 ) . در اصل : كشت نير ؟ ؟ ؟ .