تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
فرستادگان زين شدند تند و گرم * كه : « بادت از اين خيره گفتار شرم ! 360 نه در بيعت مرتضى آمدى * چرا در خلافش كنون دم زدى ؟ » چنين داد پاسخ : « شما نيز هم * بُديد اندر آن بيعت از بيش‌وكم كه گشتيد « 1 » بر وى چنان بدگُمان * سرآورد بر خيره او را زمان » به خشم از « 2 » بَرِ او فرستادگان * به پيش على آمدند آن زمان شدند ابن عبّاس و مالك « 3 » به راه * كه از كوفه آرند بيرون سپاه 365 ابو موسى اشعرى گفت باز : * « مگرديد اى كوفيان رزمساز كه پرفتنه گشته‌ست اين روزگار * چو هريك كند مهترى خواستار هرآن كس كه هستند دنيىپرست * به يارى به يك رو توان بُرد دست ولى هركه شد آخرت‌جو ، كنار « 4 » * از اين كار بايد گرفتش به كار كه از هردو رويند اسلاميان * نشايد رسانيد بر كس زيان » 370 به ياريگرى كوفيان زين سبب * نكردند آهنگِ شور و شغب شدند آن سران باز پيش على * بگفتند : « از آن است بىحاصلى كه بو موسى اشعرى خلق را * همى بازدارد از اين ماجرا يقين تا بود زنده آن فتنه‌جو * نخواهد كسى پيش تو كرد رو بفرماى كردن مَر او را تباه * پس آنگاه ياور ز كوفه بخواه 375 به كارى كه در پيش دارى كنون * به خيره بسى بايدت ريخت خون يكى خون او گير از آن خونها * كز اين خون فزايد « 5 » به كارت بها » على را نُبد شيوه در كارِ خون * به ناحق شدن هيچ جا رهنمون اجازت نكرد « 6 » و پسر را به راه * فرستاد تا آورد زو سپاه حسن شد به كوفه ز پيشِ پدر * همى خواستى ياورى دربه‌در 380 ابو موسى اشعرى همچنان * همى خلق را منع كردى در آن
هامش
( 1 ) ( ب 362 ) . در اصل : كه كشتند . ( 2 ) ( ب 363 ) . بحشم از . ( 3 ) ( ب 364 ) . عبد اللّه بن عباس ، مالك اشتر . ( 4 ) ( ب 368 ) . در اصل : احرت حو كنار . ( 5 ) ( ب 376 ) . در اصل : آن حونها ؟ ؟ ؟ ، ( مصراع دوم ) : خون فرايذ . ( 6 ) ( ب 378 ) . در اصل : اجارت ؟ ؟ ؟ .