تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
نگوييد كس راستى ، تن زنيد * همى فتنه اندر ميان افگنيد گر از بيم شمشير مالك نبود * كسى بر على خواست بيعت نمود ؟ » 300 ز شيعه برآمد به غوغا فغان * گرفت و زدندش فراوان در آن صهيب و بو ايّوب « 1 » و چندى سران * از آن پس كه تصديق كردش در آن رهانيدش از دستِ آن مردمان * نشاندند غوغا فرو آن زمان على كرد نامه به عثمان « 2 » چنين * چرا برگزيدى گُمان بر يقين نه اينجا بُدى و ز بيعت خبر * يقين تو دين‌ست ز خيّر و ز شرّ 305 بگفتا : « ز فتنه‌گران « 3 » در گُمان * چرا اوفتادى چنين اين زمان كه از بهر پرسش فرستى برم * كه افتد چنين فتنه در لشكرم كنون آن زمين را نگهدار باش * در اين كار زنهار هشيار باش كه من در عقب با دلاور سپاه * گذر كرد خواهم بدان جايگاه » فرستاده برگشت و زين در خبر * به بصره رسانيد از خير و شر 310 به عثمان از اين عايشه گفت : « زود * بپرداز شهر و روان شو چو دود » بهانه همى كرد عثمان بر آن * كه گفتم على اين‌چنين و آن‌چنان چو شب تيره شد طلحه رفت و زبير * از او جنگ جُست و بَر او گشت چير گرفتند او را و بردند خوار * برِ عايشه تا كُشندش بزار به خونش نمىداد بانو رضا * ستردند سر و ريش ايشان ورا « 4 » 315 رها كرد و او شد برِ مرتضى * از اين كار داد آگهى مَر ورا به شبگير طلحه چنان خطبه كرد * كه : « از مرتضى جُست بايد نبرد كه در قتلِ عثمان شد او فتنه‌جو » * چو آن قوم بودند ز اتباع او على را همى خواستى خلع كرد * سوى خويش دعوت در آن كرد مرد ز بصره از اين خطبه چندى سران * نمودند انكار بَر وى در آن
هامش
( 1 ) ( ب 301 ) . : صهيب بن سنان و ابو ايوب انصارى . ( 2 ) ( ب 303 ) . : عثمان بن حنيف . ( 3 ) ( ب 305 ) . در اصل : بكفتار فتنه . ( 4 ) ( ب 314 ) . پس ريش و شارب و مژه‌هاى چشمان و ابروان او را كندند و بيت المال را به غارت بردند و هرچه در آن بود ، ربودند . ( تاريخ يعقوبى 2 / 79 )