تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
320 كه : « در نامه گفتار تو پيش از اين * نُبد سوى عثمان عفّان « 1 » چنين همى داشتى خون او را حلال * برانگيختى لشكرى در جدال پس از قتل او با على عهد نيز * ببستى و كوشى كنون در ستيز شما فتنه جوييد از اين گفت‌وگو * درآريم از اين كارتان خون به جو كه در كار دين فتنه ديگر كسى * نيارند « 2 » انداخت زين پس بسى » 325 نيارست طلحه ز خلع آن زمان * سخن گفت نزديك آن مردمان سخن نرم كرد و به زر دلجويى * در او كرد با همگنان نيكويى دو بهره فزون بيت مال آن زمان * ببخشيد از اين كار بر مردمان شدندش هواخواه از اين بصريان * ببستند بهرش به كوشش ميان خلافِ على « 3 » آشكارا از اين * در او گشت و كوشيد هريك به كين 330 به ميرانِ اطراف آن بوم‌وبر * ز گفتار آن بانو نامور نوشتند نامه به ياريگرى * بخواندندشان بَهر آن داورى گروهى به نزديكشان راى كرد * گروهى جدايى گزيد از نبرد گروهى به پيشِ على رفت باز * به يارىِ او جنگ كردند ساز بَرِ زيد صوحان « 4 » يكى نامه ز آن * به كوفه نوشته « 5 » بُدند آن زمان 335 نپذرفت زيد و به پيش على * همى خواستى رفتن از يكدلى فرستاد بانو به پيشش چنين * كه : « گر ياور ما نگردى در اين ( 285 ) به يارى بدخواه ما هم مَرُو * به كوفه بمان پند ما را شنو » فرستاد زيدش از اين در جواب * كه : « از راستى نيستت اين خطاب كه بايد زنان را به خانه نشست * تو در جنگ شويى به خون خيره‌دست « 6 » 340 بُوَد كارِ مردان نبردآورى * به خانه نشانيم زين داورى بگفتِ تو قول رسول و خدا * نخواهم در اين كار كردن رها »
هامش
( 1 ) ( ب 320 ) . در اصل : عثمان غفان . ( 2 ) ( ب 324 ) . نيارند - نتوانستن . ( 3 ) ( ب 329 ) . در اصل : خلاف ؟ ؟ ؟ على . ( 4 ) ( ب 334 ) . در اصل : رند صوحان . زيد بن صوحان العبدى . ( 5 ) ( ب 334 ) . مصراع دوم ، در اصل : ؟ ؟ ؟ نوشته . ( 6 ) ( ب 339 ) . در اصل : به خون حيره .