تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
معاويّه پيراهنِ پُر ز خون * كه بُد كشته عثمان به دو اندرون « 1 » نمودى به هرجمعه با مردمان * همى مقتلش « 2 » ياد كردى بر آن 190 كه مردم بر آن گريه كردى بزار * شدندى به جان كينه را خواستار ورا منع كرد اندر اين عمرو و گفت : * « مياور برون ديگرش از نهفت كه اين سوز ماند به دلها درون * كه چون آورى وقت كارش برون شود تازه اين درد بر مردمان * كنند جنگ نيكو از اين آن زمان كه گر ز آن‌كه بسيار اندر نظر * درآيد نماند مَر آن را خطر » 195 معاويه بشنيد و كرد اين‌چنين * از آن پس سگالش نمود اندر اين كه كارى عظيم‌ست در پيشِ من * شدن با على مرتضى رزمزن در اين كار تا اعتمادى تمام * نباشد بر اين شيرمردانِ شام نشايد به پيكارِ او دست بُرد * و گرنه بيابيم از او دستبُرد چه سازم كه معلوم گردد مرا * كه كس برنخواهند گشتن ز ما 200 به دو عمرو گفتا « 3 » به جمعه نماز * مكن گُو به شنبه گزاريم باز اگر كس نگردند مُنكر ترا * همه كام گردد از ايشان روا به جمعه معاويه كرد اين ندا * كه : « امروز دردى است در سَر مرا ندارم مجالِ نماز اندر آن * به شنبه گزاريم با همگنان » پراكنده گشتند مردم همه * نشد منكر او را شبان و رمه 205 نگفتند جمعه به شنبه روا * نباشد به حكم رسول و خدا معاويه را اعتماد اندر اين * پديد آمد و شد طلب كارِ كين ولى بود ترسان ز رومى سپاه * كه گردند از آن سوش هم رزمخواه ندارد توانِ دو رويه نبرد * پرانديشه بودى از اين كار مرد در اثناى اين قيصرِ نامور * چو بشنيد از قتلِ عثمان خبر « 4 »
هامش
( 1 ) ( ب 188 ) . در اصل : به دو اندرين . ( 2 ) ( ب 189 ) . در اصل : همى مقتلس . ( 3 ) ( ب 200 ) . در اصل : عمر كفتا . ( 4 ) ( ب 215 - 209 ) . در طبرى 6 / 2345 آمده است : قسطنطين پسر هرقل ، با هزار كشتى به آهنگ قلمرو مسلمانان حركت كرد و خدا عزّ و جل طوفانى كوبنده مسلط كرد و همه را غرقه كرد ، قسطنطين نجات يافت ، و سوى سقليه رفت ، حمامى براى او بساختند و در حمام او را بكشتند .