تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
سوى مصر شد قيس بن سعد « 1 » زود * بر آن مملكت كامكارى نمود 150 به بيعت درآورد بعضى از آن * وز او خواست بعضى به بيعت امان بر آن قوم عمزاده‌اش مَسلمه « 2 » * در اين حال بودى شبان رمه به مرزى كه بُد حارثيّه « 3 » به نام * شد و با سپه كرد آنجا مقام همى خون عثمان طلب كرد مرد * از او خواستى قيس جُستن نبرد « 4 » فتادند دانندگان در ميان * در آن عهد كردند با هم‌چنان 155 كه : چندان‌كه آنجا بود قيس مير * دو رويه نكوشند در داروگير در آن مُلك از اين شد قوى حالِ قيس * به گردون برافراخت زين بال قيس سوى شام شد سهل ابن حنيف « 5 » * به حكم على با سپاهى ضعيف معاويّه در شام راهش نداد * زِ ره باز پيشِ على شد چو باد چو از هرطرف در خلاف آگهى * به پيش على شد ز كار مهى 160 على جُست از طلحه و از زبير * سگالش در اين كار از شرّ و خير

رفتن طلحه و زبير به مكّه و فتنه انگيختن

چو با او از اين كارشان بود كين * شمردند فرصت غنيمت در اين بگفتند : « گفتيم اوّل ترا * سپارى به ما كوفه و بصره را ندانستى از شفقت از ما شنيد * كه تا فتنه‌ها شد زِ هرسو پديد كنون كن ز دانش به كارت نظر * مكن ره غلط باز بارى دگر 165 اجازت بده تا به مكّه رويم * گزينيم عُزلت مجاور شويم كه چون كرده باشيم ما اين‌چنين * نجويند از تو كسى جنگ و كين نشيند از اين فتنه‌ها بىگُمان * وز اين كار گويد به هم بدگُمان به جايى كه رستم گريزد ز جنگ * مرا و ترا نيست جاى درنگ »
هامش
( 1 ) ( ب 149 ) . : قيس بن سعد بن عبادة الانصارى . ( 2 ) ( ب 151 ) . : مسلمة بن مخلد الانصارى . ( 3 ) ( ب 152 ) . حارثيه ، موضعى است به جانب غربى بغداد . ( لغت‌نامه دهخدا ) ( 4 ) ( ب 153 ) . در اصل : حنين نبرد . ( 5 ) ( ب 157 ) . : سهل بن حنيف بن واهب الانصارى .