565 چهل روز آن خانه محصور بود * عدو گه گهى عزمِ كوشش نمود
و ليكن نمىكرد عثمان رها * ز قومش كند كس به پيكار را
به حدّى كه مىگفت عثمان چنين : * « هر آنك از غلامان كند ترك كين
ز مال من آزاد باشد كنون * بدان تا نيفتد در اين كار خون »
در اين مدّت اسلاميان را امام * على بودى در پيشوايى « 1 » تمام
570 دگر وقتها را بو ايوب « 2 » كرد * چو سهل حنيف آن خردپيشه مرد
در اثناى آن موسم حجّ رسيد * بر آن ابن عبّاس « 3 » ميرى گزيد
على را چنين گفت : « اكنون در اين * به تو مىكنند نسبتِ جنگ و كين
بيا تا بپوييم سوى حجاز * كه اين كار خواهد كشيدن دراز
مگر نام تو نبود اندر ميان * اگر سود باشد در اين گر زيان »
575 نپذرفت على او به ره شد روان * شده همرهش بانو بانوان
گزين عايشه جفتِ فخر بشر * كه بود از زنانش بَرش دوستتر
چو حجّ كرده شد ابن عبّاس رو * به يثرب درآورد و شد راهجو ( 277 )
ولى عايشه ماند در مكّه باز * نيامد به سوىِ مدينه فراز
حرب مخالفان با كسان عثمان ( رضعه )
وز اينرو مخالف از اين در شنيد * كه عثمان به پيكار از آن آرميد
580 كه ياور طلب كرده است از سران * كه هستند او را زِ فرمانبران
برد روزگارى همى اندر آن * مگر لشكرى آورند آن سران
كه گردد بنيرو ، شود رزمخواه * كند بر مخالف زمانه سياه « 4 »
مخالف حقيقت شمرد ار سپاه « 5 » * بيايد شود كارِ ايشان تباه
به غوغا به پيكار تيزى نمود * درِ خانهء او بسوزيد زود
هامش
( 1 ) ( ب 569 ) . در اصل نسخه « در پيشوايى » محو و مخدوش است ، به قياس افزوده شد ، و اللّه اعلم بالصّواب .
( 2 ) ( ب 570 ) . ابو ايّوب انصارى .
( 3 ) ( ب 571 ) . : عبد اللّه بن عباس .
( 4 ) ( ب 582 ) . در اصل : زمانه سباه .
( 5 ) ( ب 583 ) . در اصل : از سباه .