از آن شهر نعمان بن بشر « 1 » زود * به پيش معاويّه شد همچو دود
بَرش بُرد پيراهن پُر ز خون * كه بُد كشته عثمان به دو اندرون
هميدون برش بُرد دستِ زنش * كه از ساعد افگنده بُد دشمنش
چو زين فتنه شد آگهى در جهان * به يارى عثمان ز هرجا مهان
620 به شهر مدينه نهادند رُو * چو ايشان رسيدند بُد كشته او
گروهى شدند با سرِ كار خود * گروهى نيارست رفتن ز بد
چو عبد اللّه سرح « 2 » و ديگر سران * كز ايشان شكايت زدند ديگران
به پيش معاويّه كردند رو * زِ هرمُلك پيوست هريك به دو
ورا داد تحريص هريك در اين * كه او بازخواهد از آن قوم كين
حليهء عثمان عفّان ( رضعه )
625 كنون حليهاش گويم از بخردى * چنين آمدم نقل از واقدى « 3 » ( 278 )
به بالا نه كوته نه بودى دراز * ولى بود اندامهايش بساز
نكو چهره بود و گشن ريش « 4 » بود * ميان سر از موى اصلع نمود
تنكروى بودى ز فرط حيا * بُد ابرو و دندان گشاده ورا
به گفتار شيرين و اسمر به رنگ * نگشتى دل از بخشش هيچ تنگ
630 به رفتن شدى بر زمين نرم نرم * سرافگنده در پيش از روى شرم
در اوّل به بزّازيش بود را * چو ديندار شد كرد آن فنّ رها
هامش
- ديگر هشتاد و شش سال نقل كردهاند . خلافت وى را دوازده سال ، دوازده سال دوازده روز كم ، دوازده سال هشت روز كم ، هم آوردهاند . ( طبرى 6 / 2319 )
( 1 ) ( ب 616 ) . : نعمان بن بشير الانصارى .
( 2 ) ( ب 622 ) . در اصل : عبد اللّه سرخ .
( 3 ) ( ب 625 ) . در اصل : وافدى : ابو عبد اللّه محمد بن عمرو واقدى ، ( وفات 130 ه ق ) از مورّخان و محدّثان اسلام و مؤلف كتابهاى متعددى است ، از جمله كتاب التاريخ و المغازى . ( فرهنگ فارسى معين )
( 4 ) ( ب 627 ) . در اصل : كسن زنش .