تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
چو معلوم كردند بر حق نيند * گريزنده گشتند ز بيم گزند » 495 دگر روز عثمان چنين خطبه كرد * مخالف بر اين جست از وى نبرد هواخواه آن مردمان هركه بود * به غوغا بَر او سنگ باريد زود شكسته شدش دست از زخمِ سنگ * درافتاد از منبرش بىدرنگ عصاىِ نبى داشت در دست مرد * شكسته شد و مَرد بيهش ز درد گرفتند مردم ورا زير پا * كسانش به خانه ببردند ورا 500 به پرسيدنش شد على مرتضى * نكوهش بر اين خطبه كردى ورا كه : « هرچند من مىكنم جهد آن * كه بنشانم اين فتنه اندر جهان به گفتارِ مروان تو در بيشيش * بكوشى و از بَد نينديشيش كنون چاره آن است فردا پگاه * كنى خطبه و توبه‌اى از گناه بگويى كه مردم ندارد گزير * كه آيد گناهى ازو خيره خير 505 گر از من در اين كار آمد گناه * از آن توبه كردم كنون با إله » چنين كرد عثمان و مردم ورا * دعا كرد با گريه و هاى ها ز مسجد چو با خانه رفت آن زمان * به پرسش شدندى برش « 1 » مردمان نمىداد مروان بَرش راه كس * ملامت بَر او هم نمىكرد بس به خشم آن بزرگان بَرِ مرتضى * شدند و از اين كرد آگه ورا 510 على پيش عثمان شد و گفت : « باز * به خيره مكن كار بر خود دراز كه هرچيز برهم ببندم در اين * به گفتار مروان گشايى چنين اگر تركِ تدبير آن خيره‌گو * نگيرى مدد نيز از من مجو » بگفت و برون آمد اندر زمان * به عثمان چنين گفت زن اندر آن : « 2 » « به گفتارِ مروان ز گفتِ على * مجو دورى اى شوهر ار عاقلى « 3 » 515 كه هستت در آن خيرِ هردو جهان * خلافش روانت بَرد در نهان » به دل گفت عثمان : « زِ قول رسول * نشايد ز زن كرد پندم قبول » در آن كرد از اين‌رو خلاف همال * وز اين كارش آمد به حدّ قتال كه بُد نكته‌اى اندر اين رمز و او * ندانست معنّى آن را نكو
هامش
( 1 ) ( ب 507 ) . در اصل : شذندى برين . ( 2 ) ( ب 513 ) . : نائلة بنت الفرافصة . ( 3 ) ( ب 514 ) . در اصل : ار غافلى .