تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
585 در آن خانه مروان و چندى سران * از ايشان شدند رزمخواه اندر آن بسنده نبودند با آن سپاه * از ايشان شدند چند مهتر تباه به مروان از آن زخم آمد همان * بيفتاد بر كُشتكى « 1 » در ميان زنى پير بُردش سوى خان خود * كه تا يافت صحّت از آن زخمِ بد به پيش على قوم عثمانيان * شدند و از او جست چاره در آن 590 بگشت اندر آن مرتضى پرشتاب * وز اين گشت آن كار كلّى خراب

قتل عثمان عفّان ( رضعه )

محمّد كه بو بكر بودش پدر * در آن خانه شد پيشِ آن نامور نشسته بُد عثمان و مصحف به پيش * كلام خدا خواندى آن پاك كيش محمّد بزد دست و ريشش گرفت * كه بُرّد سرش ، آن سرافراز گفت : « پدرت ار بُدى زنده بر جا كنون * روا داشتى كم بريزى تو خون ؟ » 595 محمّد خجل گشت و كردش رها * كنانه « 2 » درون شد بدين ماجرا ز مردم برآمد به يك ره فغان * كه : « خواهد شُدت خيره از « 3 » دست جان فزون زين « 4 » مخور با تَنت زينهار * كنون خلع كن خويشتن را زِ كار » چه گفت آن خردمندِ والانژاد * كه : « با تاج شاهى زِ مادر نزاد » چنين گفت عثمان : « مبادا كه من * بمانم خلافت بجا زين سخن 600 چه بهتر به پيرى مرا خود از اين * شهادت شود با خلافت قرين شود راست زين گفتهء مصطفى * كه گردد شهادت به روزى مرا » كنانه برفت و بُريدش گلو * به مصحف بَرش خون بسى شد فرو بَر او هركسى كرد زخمى دگر * زنش نائله « 5 » درفتادش به سر به زخمى جدا شد ز تن دستِ زن * ولى زنده ماند آن زنِ پاكتن
هامش
( 1 ) ( ب 587 ) . بر كشتگى - يعنى خود را به كشته شدن زدن مانند « خود را به مُردن زدن » . ( 2 ) ( ب 595 ) . : كنانة بن بشر بن عتاب التجيبى . ( 3 ) ( ب 596 ) . در اصل : حيره از . ( 4 ) ( ب 597 ) . در اصل : فرون زين . ( 5 ) ( ب 603 ) . در اصل : زنش نائله . ؟ ؟ ؟ : نائلة بنت الفرافصة .