585 در آن خانه مروان و چندى سران * از ايشان شدند رزمخواه اندر آن
بسنده نبودند با آن سپاه * از ايشان شدند چند مهتر تباه
به مروان از آن زخم آمد همان * بيفتاد بر كُشتكى « 1 » در ميان
زنى پير بُردش سوى خان خود * كه تا يافت صحّت از آن زخمِ بد
به پيش على قوم عثمانيان * شدند و از او جست چاره در آن
590 بگشت اندر آن مرتضى پرشتاب * وز اين گشت آن كار كلّى خراب
قتل عثمان عفّان ( رضعه )
محمّد كه بو بكر بودش پدر * در آن خانه شد پيشِ آن نامور
نشسته بُد عثمان و مصحف به پيش * كلام خدا خواندى آن پاك كيش
محمّد بزد دست و ريشش گرفت * كه بُرّد سرش ، آن سرافراز گفت :
« پدرت ار بُدى زنده بر جا كنون * روا داشتى كم بريزى تو خون ؟ »
595 محمّد خجل گشت و كردش رها * كنانه « 2 » درون شد بدين ماجرا
ز مردم برآمد به يك ره فغان * كه : « خواهد شُدت خيره از « 3 » دست جان
فزون زين « 4 » مخور با تَنت زينهار * كنون خلع كن خويشتن را زِ كار »
چه گفت آن خردمندِ والانژاد * كه : « با تاج شاهى زِ مادر نزاد »
چنين گفت عثمان : « مبادا كه من * بمانم خلافت بجا زين سخن
600 چه بهتر به پيرى مرا خود از اين * شهادت شود با خلافت قرين
شود راست زين گفتهء مصطفى * كه گردد شهادت به روزى مرا »
كنانه برفت و بُريدش گلو * به مصحف بَرش خون بسى شد فرو
بَر او هركسى كرد زخمى دگر * زنش نائله « 5 » درفتادش به سر
به زخمى جدا شد ز تن دستِ زن * ولى زنده ماند آن زنِ پاكتن
هامش
( 1 ) ( ب 587 ) . بر كشتگى - يعنى خود را به كشته شدن زدن مانند « خود را به مُردن زدن » .
( 2 ) ( ب 595 ) . : كنانة بن بشر بن عتاب التجيبى .
( 3 ) ( ب 596 ) . در اصل : حيره از .
( 4 ) ( ب 597 ) . در اصل : فرون زين .
( 5 ) ( ب 603 ) . در اصل : زنش نائله . ؟ ؟ ؟ : نائلة بنت الفرافصة .