تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
به دلها درون اين سخن جاى يافت * به فتنه همى « 1 » هركسى مىشتافت چو در كوفه و بصره و مصر كار * بر اين‌گونه گشت اندر آن روزگار يهودى به نزديك آن مردمان * شد و اين سخن ياد كرد آن زمان بسى داد تحريصشان « 2 » اندر اين * كه بايد ز عثمان همى جست كين 380 به پيش على برد مصرى پناه * چو بصرى ز طلحه در اين جست راه همى جست كوفى در اين كار كام * به نامه ز پيش زبير عوام كه : « عثمان كند عاملان را بَدل * كه فتنه نسازد كسى زين قِبل و گرنه به يكبارگى مردمان * كُنيمش از اين كار خلع اين زمان » به عثمان بر اين هرسه مهتر سَخُن * بسى در نصيحت فگندند بُن 385 نپذرفت گفتارِ آن مهتران * لجاج آوريدى به پيش اندر آن ورا منع كردند خويشان از اين * كه : « لابد شود فتنه پيدا چنين كه كس از صحابه به كارى كمر * به حكمت نبندد به هر بوم‌وبر به خويشان خود داده‌اى كارها * به خودشان در آن كار كرده رها نسازى در آن از كسى بازخواه « 3 » * كه آيند از اين سركشى با زِ راه 390 صحابى ندارد تحمّل بر اين * كه بيداد بيند ز ما اين‌چنين به كارى اگر هريكى نامزد * شود كس نكوشد از اين پس به بَد نه ز آن نام عمّر برآمد بلند * كه اين كارها با صحابه فگند نگشتند خويشانِ او كاردار * چنان آمدش لاجرم راست‌كار تو محرومشان كرده يكبارگى * فگنده ز خانه به آوارگى 395 چگونه توان بودن ايمن از آن * كه فتنه نسازد كسى اين زمان » نپذرفت گفتارِ خويشان همان * همى كرد سختى بر آن مردمان

خروج عوام بر عثمان و آرام آن به سعى مرتضى على

چو شد سالِ تاريخ بر سى و پنج * بر آن مردمان بود از اين كار رنج
هامش
( 1 ) ( ب 376 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ همى . ( 2 ) ( ب 379 ) . تحريص - برانگيختن ، ترغيب كردن ، تحريك ( فرهنگ فارسى معين ) ( 3 ) ( ب 389 ) . در اصل : كسى بارخواه ؟ ؟ ؟ .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 199 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى