به عثمان شكايت از اين هركسى * نوشتند و سودى نبودى بسى
نكرد اندر اين كار ازو بازخواه * وز اين كرد رنجش ز جنگى سپاه
335 كه : « نزديك مهتر به كارِ نبرد * چرا كس چه و چون توانند كرد ؟ »
ز عثمان پُر از كينه آن مردمان * از اين كار گشت و به دل بدگُمان
سبب آزار مسلمانان از عثمان ( رضعه )
سعيد ابن عاصِ امّوى نژاد * هميدون به كوفه نمىكرد داد
از او نيز مردم پُرآزار بود * كه ارج مهان پيشِ او خوار بود
به بصره درون ابن عامر « 1 » همان * همى كرد سختى بر آن مردمان
340 زبان شكايت بدين كار در * بر ايشان گشاده شد از خشك و تر
به عثمان نمودندى احوالِ كار * همى داشت عثمان مَر آن كار خوار
كه عمّالِ ظالم به دو هرزمان * شكايت نوشتند از آن مردمان
كه : « گشتند اين مردمان فتنهجو * سزا داد بايد در اينشان نِكو « 2 »
شكايت چو از هردو رو مىرسيد * در آن كار عثمان تعصّب گزيد
345 فرستاد فرمان : « شكايتگران * گزينند از كشورِ خود كران »
كه بر مردمان نيست ز آن سختتر * كه دورى گزيند ز قوم و مقرّ
كِنانه كه بُد بُشر او را پدر * چو سودان حمران مضرى گهر
دگر مالك اشتر پاكزاد * چو ثابت كه از قيس بودش نژاد
جبله كه ايهم « 3 » بُد او را پدر * دگر هركه بودى بدين كار در
350 براندندشان از بَروبومِ خويش * گرفتند غربت به ناچار پيش
گرفتند هريك به ديهى قرار * به نزديكى ملك خود ز آن ديار
به هم نامه كردندى اين مهتران * شدند يكدل و يكزبان اندر آن
و ليكن چو هنگام و فرصت نبود * بر آن كار هركس تحمّل نمود
هامش
( 1 ) ( ب 339 ) . : عبد اللّه بن عامر بن كريز .
( 2 ) ( ب 343 ) . در اصل : درينشان بكو .
( 3 ) ( ب 349 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ كه ؟ ؟ ؟ .