تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
به عثمان شكايت از اين هركسى * نوشتند و سودى نبودى بسى نكرد اندر اين كار ازو بازخواه * وز اين كرد رنجش ز جنگى سپاه 335 كه : « نزديك مهتر به كارِ نبرد * چرا كس چه و چون توانند كرد ؟ » ز عثمان پُر از كينه آن مردمان * از اين كار گشت و به دل بدگُمان

سبب آزار مسلمانان از عثمان ( رضعه )

سعيد ابن عاصِ امّوى نژاد * هميدون به كوفه نمىكرد داد از او نيز مردم پُرآزار بود * كه ارج مهان پيشِ او خوار بود به بصره درون ابن عامر « 1 » همان * همى كرد سختى بر آن مردمان 340 زبان شكايت بدين كار در * بر ايشان گشاده شد از خشك و تر به عثمان نمودندى احوالِ كار * همى داشت عثمان مَر آن كار خوار كه عمّالِ ظالم به دو هرزمان * شكايت نوشتند از آن مردمان كه : « گشتند اين مردمان فتنه‌جو * سزا داد بايد در اينشان نِكو « 2 » شكايت چو از هردو رو مىرسيد * در آن كار عثمان تعصّب گزيد 345 فرستاد فرمان : « شكايتگران * گزينند از كشورِ خود كران » كه بر مردمان نيست ز آن سخت‌تر * كه دورى گزيند ز قوم و مقرّ كِنانه كه بُد بُشر او را پدر * چو سودان حمران مضرى گهر دگر مالك اشتر پاكزاد * چو ثابت كه از قيس بودش نژاد جبله كه ايهم « 3 » بُد او را پدر * دگر هركه بودى بدين كار در 350 براندندشان از بَروبومِ خويش * گرفتند غربت به ناچار پيش گرفتند هريك به ديهى قرار * به نزديكى ملك خود ز آن ديار به هم نامه كردندى اين مهتران * شدند يكدل و يكزبان اندر آن و ليكن چو هنگام و فرصت نبود * بر آن كار هركس تحمّل نمود
هامش
( 1 ) ( ب 339 ) . : عبد اللّه بن عامر بن كريز . ( 2 ) ( ب 343 ) . در اصل : درينشان بكو . ( 3 ) ( ب 349 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ كه ؟ ؟ ؟ .