فتنه انگيختن عبد اللّه سبا يهودى در خلافت عثمان
چو شد سال تاريخ سى و چهار * در اسلام اين فتنه شد آشكار
355 ز دانشورانِ جهودان سرى * در آن وقت بُد خيرهگو مهترى
كه عبد اللّه ابن سبا « 1 » داشت نام * ز هر دانشى داشت بهره تمام
به گاهِ عُمَر بود پذرفته دين * و ليكن ز اسلام بوديش كين
همى خواستى فتنهاى آن پليد * ز كينه در اسلام آرد پديد
ز بيمِ عُمَر هيچ از اين در سَخُن * نيارستى آن وقت افگند بُن
360 چو عثمانِ عفّان به ميرى رسيد * ورا سادهدل آن بَدانديشه ديد
ز فتنه سخن كرد آغاز مرد * به رمز و اشارت سخن ياد كرد
قضاياى عثمان زِ هرگونه كار * به زشتى همى كردى او آشكار
ز شيخين و فرمودهء مصطفى * همى كرد دورى به سيرت ورا
چنين تا برِ بيشتر « 2 » شد قبول * كه عثمان رها كرد راهِ رسول
365 چنين گفت پس : « هر رسولى كه بود * وصيّش همى خلق را ره نمود ( 273 )
وصىّ محمّد ، على بود و بس * نبودش وصىّ غير از او نيز كس
پس از مصطفى بُد خلافت ورا * چو تجهيزگر گشته بُد مرتضى
به اجماع ابو بكر شد پيشوا * عمر در وصيّت خليفه ورا
اگرچند حقّ على بود كار * چو از شرع ايشان نكردند گذار
370 نشايستى او را تنازع نمود * ز ميرى به فرمانبرى رفت زود
به هنگامِ شورى همه مردمان * على را همى خواستند آن زمان
ز مَكرى كه عمرو اندر آن كار كرد * ز عثمان مر آن كار اظهار كرد
چو عثمان كنون شد دگرگون به راه * على راست واجب شدن رزمخواه
گرفتن از او باز پس حقّ خود * تحمّل روا نيست كردن به بد
375 بر اسلاميان است واجب همان * على را مددكار گشت اين زمان »
هامش
( 1 ) ( ب 356 ) . : عبد اللّه بن سبأ ( ابن السوداء ) .
( 2 ) ( ب 364 ) . منظور « بيشتر مردم » است .