ز شهرِ مدينه به سوى بهشت * روان گشت آن مرد نيكوسرشت
295 دَهم ز آن دهه بود كز كردگار * ز غفران نمرده بُد امّيدوار
بُدش مدّت عمر هفتاد و پنج * كه بگذاشت خوار اين سراىِ سپنج
به سى سالگى بود پذرفته دين * چل و پنج در دين بُد او همچنين
پس از وى پسر ماند ده زو به جا « 1 » * كرانى نُبد مال و چيز ورا
دگر صخر بن حرب شد در نهان « 2 » * به كُورى برون شد ز مُلك جهان
تخريب قصر غمدان « 3 » به يمن
300 به مُلك يمن در يكى كوشك بود * كه مانند آن كس نديد و شنُود
برآورده سر در بلندى به ماه * عرب خواند غمدان مَر « 4 » آن جايگاه
هرآن كو به حجّ آمدى پيشتر * تماشاكنان كردى آنجا گذر
ز كعبه فزون در جهان هيچ جا * از آن پس ندانند خلقِ خدا
ز خوبى و ترتيب آن نغز جا * به كعبه همى فضل دادى ورا
305 فرستاد عثمان و كردش خراب * كه ديگر نباشد از اين در خطاب
غزو ذات الصّور و ظفر اسلام بر روميان
چو در سى و سه شد ز تاريخ سال * به دريا درون خاست جنگ و جدال
به روم اندرون قيصر از روىِ كين * سپاهى بياراست گُرد و گزين
هامش
( 1 ) ( ب 298 ) . زيادت از ده پسر داشت ، امّا ده مسطور است . محمد ، ابراهيم ، حميد ، زيد ، ابو سلمه ، مصعب ، سهيل ، عثمان ، ( ميسور ، ميسره ) ، عمر . ( تاريخ گزيده ، 209 )
( 2 ) ( ب 299 ) . ابو سفيان صخر بن حرب بن امية بن عبد شمس بن عبد مناف قرشى اموى ، از بازرگانان معروف و بزرگان قريش در عهد پيغمبر اسلام ، در غزوهء بدر از مسلمين شكست خورد و در واقعهء احزاب و احد از رؤساى مشركين بود و در فتح مكه ( سال 8 هجرى قمرى ) اسلام آورد . وفاتش به سن هشتاد و هشت سالگى در سال 31 ه ق ، اتفاق افتاد . وى پدر معاويه و جدّ عدهاى از خلفاى بنى اميّه بود .
( دايرة المعارف فارسى )
( 3 ) عنوان . در اصل : قصر عمدان .
( 4 ) ( ب 301 ) . در اصل : عمدان مر .