تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
مگر در تميشه « 1 » زِ فرمانبرى * نمودند دورى و جنگاورى سعيد ابن عاص و سپاهى گزين * بدان شهر رفتند و جستند كين پس از جنگ شد صلحجو آن ديار * بر آن‌گونه شد از دو رويه قرار كه يك تن نسازند از ايشان تباه * بدين شرط آن مردم آمد به راه 270 يكى را امان داد از ايشان سعيد * وز آن ديگران سربه‌سر كين كشيد بدين نكته ز آن مردمِ بىشمار * برآورد آن ميرِ جنگى دمار ( 271 ) هراسى زِ كارش به دلها فتاد * نكردند با او كسى جنگ ياد به پيشش به فرمانبرى سربه‌سر * در آن مُلك يكسر نهادند سر به فرمانِ اسلام گشت آن ديار * بر آن كشور آن مير شد كامكار

انجام كار يزدگرد ملوك عجم

275 چو شد سى و دو ساليان عرب * بكوشيد ماهو به كار شغب كه نزديك شه يزدگرد از عجم * همى رفت هركس ز بيش و ز كم نمىماند ماهوى را جاه و آب * وز اين خواستش كار گشتن خراب ز بيژن كه بُد شاهِ تركان سپاه * مدد جست وز آن شاه شد رزمخواه گريزنده شد يزدگرد از نبرد * به يك آسيا اندرون رفت مرد 280 برفت آسيابان به ماهوى گفت * تبه كرد ماهو ورا در نهفت نبود اندر ايران ز تخمِ شهان * پس از وى دگر خسروى ز آن مهان برافتاد ز آن تخمه نام و نشان * چنين است آرى هميشه جهان چو ماهو بر آن پادشاه يافت دست * ز بدبختيش عهد بيژن شكست هرآن چيز پذرفته بودش بداد * وز او جنگجو گشت بيژن زِ داد 285 ورا با همه تخمهء او بسوخت * وز اين كار آزرميان « 2 » برفروخت
هامش
( 1 ) ( ب 266 ) . در اصل : نميشه ، طبرى « طميسه » و العبر « طميشه » آورده است . تميشه ، نام بيشه‌اى است در نواحى شهر آمل كه در ميان آمليان به شيماى آمل اشتهار دارد .ز آمل گذر سوى تميشه كرد * نشست اندر آن نامور پيشه كرد( فردوسى ) ( 2 ) ( ب 285 ) . در اصل : كار با آزرميان .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 193 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى