تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كه قرآن به يك جلد بايد نوشت * كه ديگر نگويد كسى خوب و زشت بدان كار شد پنج مهتر گزين * وز آن پنج عثمان بُدى مهترين نوشتند يك نسخه هريك چنان * كه را « 1 » اقتضا كردشان اندر آن 210 بدين‌سان كه خوانيم اكنون كلام * بپيوست عثمان و كردش تمام على جمع كردش به رسم نزول * كه بودى رسيده به پيش رسُول دگرگونه هريك نوشتند باز * چو آمد به هم نسخه‌هاشان فراز از آن گشت ترتيبِ عثمان پسند * گواهى بر آن چند كس بُن فگند كه من از پيمبر شنيدم چنين * كه اين آيه ز آن سوره باشد يقين 215 مر آن نسخه را پايگه برفروخت * دگر نسخه‌ها جمله عثمان بسوخت گران آمد اسلاميان را از او * فتادند از اين كار در گفت‌وگو

نصب كردن عثمان امراى خراسان را

همين سال عثمان عفّان سپاه * فرستاد سوىِ خراسان به راه به بلخ و نشابور و مرو و هرى * برفتند هرجايگه لشكرى حبيب ابن يربوعى « 2 » نامدار * سوى بلخ شد با سپه بادْوار 220 دگر قيس ابن هبيره ز راه * به مُلك نشابور شد با سپاه سوى مرو ، احنف « 3 » برآراست كار * بدان مُلك رفت آن يَلِ نامدار به سوى هرى ، خالدِ « 4 » نامور * كه بودى ز عبد اللّه او را گُهر بدان مُلكها اين سران با سپاه * به فرمان عثمان سپردند راه ( 270 ) نشستند هريك به ميرى درو * وز اين گشت آن ملك با رنگ و بو 225 نماندندى از بدگمان هيچ‌كس * به كوشش برآرد سر از پيش و پس همين سال عثمان به حجّ كرد را * چو شاهان سراپرده زد بَر منا بر آيين پيشين به خاص و به عام * بَر او داد عثمان عفّان طعام
هامش
( 1 ) ( ب 209 ) . را - راى ( 2 ) ( ب 219 ) . در اصل : حسين ؟ ؟ ؟ بن يربوعى . : حبيب بن قرة اليربوعى . ( 3 ) ( ب 221 ) . : احنف بن قيس . ( 4 ) ( ب 222 ) . : خالد بن عبد اللّه بن زهير .