شكايت به عثمان نمودند از اين * از اين عمرو « 1 » معزول و او شد گزين
ز عثمان به دل سرگران گشت عمرو « 2 » * به سوى مدينه روان گشت عمرو
160 ابا سعد وقّاص شد همچنين * كه همدرد بودند هردو در اين
همين سال سلمان فارسى « 3 » نژاد * ز دنيى به عقبى روان گشت شاد
ز شهرِ مداين به جنّت كشيد * در آن خوب آرامگاه آرميد
فتوح بعضى از بلاد رُوم
ز هجرى چو شد بيست و هشتم پديد * معاويه لشكر به دريا كشيد
ندادى اجازت رسول خدا * نه شيخين مَر اين كار ديدى روا
165 كه لشكر به دريا شود جنگجو * ولى چند لشكر روان كرد او
به هرشهرى از روم چندى سپاه * فرستاد و ز آن قوم شد رزمخواه
ظفر يافتند آن سپاهِ دلير * مگر بر يكى شد بدانديش چير
كه عبد اللّه قيس « 4 » بُد ميرشان * نه چون جنگيان بود تدبيرشان
هامش
( 1 ) ( ب 158 ) . : عمرو بن عاص .
( 2 ) ( ب 159 ) . در اصل : كشت عمر .
( 3 ) ( ب 161 ) . سلمان فارسى : از موالى رسول ( ص ) ، اصلش از اصفهان بود . از قريهء جى . . . در آن ملك كارى از دستش بيرون آمد ، مجال اقامتش نماند ، بگريخت و به شام افتاد ، به دير راهبى . از دين گبرى با ترسايى نقل كرد . در آن ملك نيز حادثهاى برايش اتفاق افتاد ، به بندگى به مدينه افتاد ، به دست جهودى ، نامش عثمان بن اشهل .
چون پيغمبر ( ص ) به مدينه هجرت فرمود ، در سال اول ، او را از آن جهود به چهل اوقيه زر و سيصد فسيل نخل بخريد و آزاد كرد و به آزادى او عهد نوشت ، به خط امير المؤمنين على رضى اللّه عنه .
( تاريخ گزيده 229 - 228 )
ظاهرا وفات سلمان فارسى به سال 35 يا 36 هجرى اتفاق افتاده است . زيرا پس از مرگ پيامبر اسلام ( ص ) در شمار اصحاب على ( ع ) و از مؤمنان به خلافت او درآمد و نزد امير المؤمنين على ( ع ) نيز منزلتى بزرگ داشت . در خلافت عمر بن الخطاب به حكومت مداين منسوب شد . وى گذشته از مقام بزرگى كه نزد شيعيان دارد نزد اهل سنت و جماعت نيز داراى منزلت و مرتبهايست . بعد از خلافت على ( ع ) از او خبرى در دست نيست ، قبر سلمان در نزديكى بغداد است و به نام سلمان پاك شهرت دارد و مسجدى در آن موضع ساخته شده است . اين قبر زيارتگاه مسلمانان است . ( لغتنامه دهخدا )
( 4 ) ( ب 168 ) . : عبد اللّه بن قيس حارثى