تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
ز مردىّ عبد اللّه نامدار * برآمد از ايشان بزارى دمار « 1 » از اين كار رومى سران صلحخواه * دگر ره شدند از مسلمان سپاه 145 گرفتند بر خويش جزيت همه * اگر بُد شبان و اگر بُد رمه از اين فتح خُمس و خبر آن سپاه * به عثمان فرستاد از آن جايگاه همين سال عثمان به حجّ شد روان * در او كرد بخشش به قدرِ توان به نزديك مسجد بُدى چند سرا * كه بودى خريده عمر مَر ورا به مسجد درافزود تا شد فراخ * ز مسجد شرف يافت آن چند كاخ « 2 »

تبديل امراى مصر و مغرب

150 پس از حجّ به سوى مدينه كشيد * در او با بزرگانِ دين آرميد چو شد بيست و هفتم ز تاريخ سال * به افريفته شد « 3 » دگرگونه حال ز عبد اللّه سرح « 4 » آن مردمان * به عثمان شكايت نوشت آن زمان ورا كرد معزول عثمان ازين * بدان كار شد ابن نافع « 5 » گزين به ابن حصين اندلس داد هم * كه با بربران « 6 » مملكت كرد ضم 155 بفرمود عبد اللّه سرح زود * سوى مصر پويد به كردارِ دود كه بر جزيه و بر زكات اندرو * بود عامل و زر ستاند نكو سوى مصر شد ابن سرح آن زمان * ندادش همى عمرو مدخل در آن
هامش
( 1 ) ( ب 143 ) . در اصل : برآرى دمار . ( 2 ) ( ب 149 - 148 ) . عثمان در سال بيست و شش مسجد الحرام را وسعت داد و بر آن افزود ، و از مردمى خانه‌هاى ايشان را خريد و ديگران زير بار نرفتند ، پس خانه‌هاشان را كوبيد و بهاى آنها را در بيت المال نهاد . پس بر سر عثمان فرياد كشيدند و او دستور داد كه آنها را زندانى كردند و گفت : شما را جز بردبارى من ، بر من گستاخ نكرده است و همين كار را عمر كرد و فرياد نكشيديد و نيز نشانه‌هاى حرم را تجديد كرد . ( تاريخ يعقوبى 2 / 57 - 56 ) ( 3 ) ( ب 151 ) . در اصل : بافريفته ؟ ؟ ؟ شذ . ( 4 ) ( ب 152 ) . در اصل : عبد اللّه سرخ . و در بقيه مواضع هم « سرخ » آمده است . : عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح . ( 5 ) ( ب 153 ) . : عبد اللّه بن نافع بن عبد القيس الفهرى . ( 6 ) ( ب 154 ) . مصراع اول : عبد اللّه بن نافع بن حصين الفهرى . مصراع دوم : در اصل : بايربران .