تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
به مُلك عراق همچنين نامه كرد * كه ياور وليدش « 1 » شود در نبرد به سلمان ابن ربيعه ، وليد * سپه داد تا سوى رومى كشيد 120 چو اين هردو لشكر درآمد به شام * معاويّه آراست لشكر تمام حبيب آن‌كه بودش پدر مسلمه * به فرمان او شد شبان و رمه بر آهنگ رومى سه « 2 » مهتر روان * شدند از دمشق و دلاور گوان رسيدند برهم دو رويه سپاه * نهادند پس وعدهء رزمگاه به اسلاميان گفت ابن زبير : « 3 » * « به حيلت بَر اينها توان گشت چير 125 كه آن لشكر جنگى و اين سپاه * در اين رزمگاه است چون كوه و كاه ( 268 ) در اين روز كان وعده نآمد هنوز * توانيم از ايشان شدن رزمتوز كه ايدون شنيدم كنون مرزبان * به عشرت برون رفته است ز آن ميان دو زن مطربه پيش آن خيره‌كار * شده كامجو داشته كار خوار شما جمله آمادهء كين شويد * چو آواز تكبير من بشنويد 130 به پيكارِ دشمن درآريد رو * كه من گشته باشم مظفّر برو » بگفت اين و با سى سوارِ دلير * به رسم رسولان روان شد چو شير رهش باز دادند رومى سپاه * برِ مرزبان رفت آن رزمخواه جدا گشت از پيش آن سى سوار * كه رومى نداند چگونه است كار كشيده يكى تيغ زهر آب‌دار * همى تاخت باره به تگ بادْوار 135 چو او را بديد آن‌چنان مرزبان * همى خواست كشتن سوار آن زمان درآمد ميان وى و اسپ مرد * بزد تيغ و دستش ز تن دور كرد كنيزان فگندند خود را بَرو * درآورد از آن هرسه تن خون به جو به پيروزى آنگاه تكبير كرد * هميدون مر آن سى سرافراز مرد به تكبيرِ ايشان مسلمان سپاه * از اين‌رو شدند از عدو رزمخواه 140 وز اين‌روى آن سى سر آن تيغِ تيز * در ايشان نهادند اندر ستيز ز رومى به تيغ آمدند بىشمار * شد آن لشكر گشن از اين تارومار كسى را نبودى مجالِ ستيز * بكوشيد هركس كه بُد در گريز
هامش
( 1 ) ( ب 118 ) . : وليد بن عقبة . ( 2 ) ( ب 122 ) . در اصل : روى سه . ( 3 ) ( ب 124 ) . : عبد اللّه بن زبير .