تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

فتوح ولايات افريقيه و اندلس و بربر

وز آن‌روى عمرو بن « 1 » عاصِ دلير * به مصر و به مغرب روان شد چو شير چو در مُلك مصر آمد آن نامور * ازو كس نيارست پيچيد سر به فرمانبرى جمله پيش آمدند * همه عمرو را بنده فرمان شدند 105 سه لشكر گزين كرد عمرو آن زمان * كه هريك از آن بُد سپاهى دمان سه عبد اللّه آمد سپهدارشان * نگه‌دار از راى هشيارشان ابى سرح « 2 » شد سوى مغرب به جنگ * درآورد افريقيه ز آن به چنگ سوى اندلس نافعى « 3 » شد روان * بر آن يافتند دست جنگى گوان به بربر روان گشت ابن حصين « 4 » * درآورد در حُكم خود آن زمين 110 از اين مُلكها بىكران خواسته * بُبردند آن لشكر آراسته از آن خمس با فتح‌نامه به راه * فرستاد هريك از آن جايگاه به نزديك عثمان فرستاد عمرو * زِ هركار كرد اندر آن ياد عمرو

حرب مُسُلمانان با رُوميان و ظفر اسلام

چو در بيست و شش رفت سالِ عرب * به شام اندرون خاست شور و شغب ز روم آمدند لشكرى بىكران * سپهبد اميرى لقب مرزبان « 5 » 115 به فرمانِ قيصر سوى شام رو * نهادند از مؤمنان جنگجو ز عثمان ، معاويّه ياور بخواست * ز بهرش سپاهى گران كرد راست به عبد اللّه ابن زبير آن سپاه * سپرد و روان كرد زودش به راه
هامش
( 1 ) ( ب 102 ) . در اصل : روى عمر بن . ( 2 ) ( ب 107 ) . عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح . ( 3 ) ( ب 108 ) . عبد اللّه بن نافع بن عبد القيس الفهرى . ( 4 ) ( ب 109 ) . : عبد اللّه بن نافع بن الحصين . ( 5 ) ( ب 114 ) . « مرزبان » در طبرى و العبر و تاريخ گزيده ، چنين نامى نيامده است . احتمالا منظور قيصر روم است .