تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
80 به ميرىِ حجّ عبد رحمن عوف * فرستاد و حجّ كرد بىترس و خوف چو بر بيست و پنج شد ز تاريخ سال * به ميرى دگرگونه شد باز حال بَر او بُد بزرگى گرفته قرار * كسى را نبودى ز حكمش گذار

نصب شدن بنى اميّه به امارت ولايات

بَدَل كرد عمّال را سربه‌سر * به هركشورى گشت خويشيش سر وليد عقبّه يَلِ پاكرا * كه بودى ز مادر برادر ورا 85 به ميرى درآمد به ملكِ عراق * ورا دولت و بخت كرد اتّفاق ز قوم بنى امّيّه هركه بود * به دور و به نزديك ميرى نمود بزرگى بدان نامداران رسيد * به هركشورى هريكى جا گزيد

مخالفت اهل آذربيجان و ارمن و به اطاعت آمدن

چو بگذشت گيتى بر اين يك دو ماه * مُسُلمان ز بدخواه شد رزمخواه خلاف آمد از آذرآبادگان * به مصر و به مغرب از آزادگان 90 به پيش وليد عقبّه پيام * فرستاد تا وى كند انتقام به مصر و به مغرب ز يثرب سپاه * فرستاد عثمان به زودى به راه وليد و سپاه عراق آن زمان * ببستند بر جنگِ دشمن ميان سوى آذرآبادگان جنگجو * به فرمانِ عثمان نهادند رو پس از جنگ و جوش و ده و داروگير * شد آن مُلكشان باز فرمانپذير 95 به جزيه درم داد هشتصد هزار * كه برگشت مؤمن از آن كارزار وليد عقبه سپاهى گران * گُزين كرد جنگى و ناماوران به سلمان كه بودش ربيعه پدر * سپرد و فرستاد از آن بوم‌وبر به ارمن شدند آن سپاهِ گران * بسى جنگ كردند هركس در آن به جزيه شدند صلحجو ز آن ديار * بدادندشان خواسته بىشمار 100 از آن كشور اين لشكرِ نامور * به نزديك مهتر نهادند سر وليد و سپاهش هرآن چيز بود * به مُلك عراق آمدند باز زود