تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

رهانيدن عثمان ، عبيد اللّه عمر را از قتل هرمزان

چو شد پيشوايى در اسلام نو * به تاريخ [ شد ] سال « 1 » را نام نو شمارش درآمد به بيست و چهار * بكوشيد عثمان ز دانش به كار 60 عبيد اللّه عمّر از بهر آن * كه خصمش جفينه « 2 » بُد و هرمزان در آن كار عبرت برآورده بود * مَر آن هردوان را تبه كرده بود بنى هاشم و زهره او را به بند * درآورده و خواست كردن گزند در اين كار نزديكِ عثمان سَخُن * ز بهر قصاصش فگندند بُن به عثمان چنين گفت عمرو آن زمان : * « بر او گر سرآريم اكنون زمان 65 شود مشتهر در جهان بىگمان * كه گشتند باهم عدو مؤمنان ز سردارِ خويش و ز پورش دمار * برآورد مؤمن چنين خوار خوار شكستى بود سخت در كارِ دين * ديت داد بايد بديشان در اين » پسنديد عثمان و ديّت بداد * شد آزاد آن مهترِ پاك و راد از آن پس به كارِ جهان بنگريد * همه كارها را همى باز ديد 70 عُمر را هرآن كس كه بُد كاردار * به دو داد آن كار هم برقرار مگر آن‌كه عمّار ياسر ز كار * ز عزلت برون شد در آن روزگار دگرباره شد سعد ميرِ عراق « 3 » * نمودند ميران وفا و وفاق گرفتند بيعت ز مردم همه * سوى كارِ عثمان شبان و رمه به ديوان كه عُمّر نهاده بُد آن * برافزود ده يازده آن زمان 75 كه هرسال با هريك از بيتِ مال * رساند از آن پس به رسمِ نوال اگر بيش اگر كم رسد خواسته * نه افزون شود ز آن و نه كاسته چو رسمى شد از بهرِ آن مردمان * گرفتند تا چندگاه آن‌چنان به ماه رمضّان ز بهرِ عوام * كشيدى نكو سفره ، دادى طعام نكو سيرتى كردى اندر مهى * از او يافت آن مهترى فرّهى ( 267 )
هامش
( 1 ) ( ب 58 ) . در اصل : بتاريخ سال . ( 2 ) ( ب 60 ) . در اصل : خصمش حنيفه . ( 3 ) ( ب 72 ) . سعد بن أبى وقاص .