تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
بود سعد وقّاص پنجم همان * ششم عبد رحمن بن عوف دان ولى هريكى راست چيزى گران * نيارم سپردن به دو اين جهان 2005 كه عثمان كند سوىِ خويشان نگاه * ورا بازدارند از راست راه ( 264 ) على دوست دارد به دل بر مزاح * بود در چنين كار در جدّ ، فلاح « 1 » كند طلحه اسراف و بىزر جهان * نشايد نگه داشتن بىگمان زبير عوام است بس تندخو * نباشند ايمن خلايق از او بىآزار شد عبد رحمن عوف * ندارند مردم از او هيچ خوف 2010 اگر پورِ جرّاح بودى به پا * خلافت سپردى حقيقت ورا و يا سالم « 2 » معقل نامور * كز اين هردوانم نبودى گذر گُزين كردم اين شش گرانمايه را * كه گردد از اينها يكى پيشوا هرآن كو شود پيشوا بر جهان * بر او باد بر آشكار و نهان كه خويشان خود را بر اسلاميان * نسازد مسلّط به سود و زيان 2015 نكويى كند با همه مردمان * به ويژه بر اين قومِ انصاريان بر اهلِ عرب شفقت آرد به پيش * وز ايشان فزونتر برد بر قريش چو باهم دو كس را بود داورى * كند حكم يك رويه در مهترى به روى دلِ كس در آن ننگرد * پسين روز خود را از آن غم خورد نسازد به كس ز اهل ذمّت جفا * به هرعهد دارند سازد وفا 2020 نيارد ز دل‌راستى سر برون * به تأويل گفتن چه و چند و چون كه شرع از براى دليل است راست * نه تأويل كان راه رفتن خطاست » ابو طلحه را با گُزين چند مرد * موكّل بر اين شش گرانمايه كرد به دو گفت ك : « ز بعد من تا سه روز * يكى زين مهان گر نشد دينفروز « 3 »
هامش
( 1 ) ( ب 2006 ) . در اصل : كار در حد ؟ ؟ ؟ . ( 2 ) ( ب 2011 ) . : سالم ، غلام ابى حذيفه . ( 3 ) ( ب 2024 - 2022 ) . ابو طلحه انصارى ، زيد بن سهل . را بر اين كار گماشت و گفت : اگر چهار نفر نظرى دادند و دو نفر مخالفت شدند ، آن دو نفر را گردن بزن و اگر سه نفر توافق كردند و سه نفر مخالفت نمودند ، سه نفرى را كه عبد الرحمان [ بن عوف ] در ميان ايشان نيست ، گردن بزن و اگر سه روز گذشت و بر كسى توافق حاصل نكردند ، همهء ايشان را گردن بزن . ( تاريخ يعقوبى 2 / 50 )