2050 دو سريت و زين نُه تن آن نامدار * پسر هشت و دختر بياورد چار « 1 »
ز پورانش عبد اللّه آمد مهين * به خردى پذيرفت اين پاكدين
چو عمرش درآمد به هشتاد و چار * روان شد ز مكّه به دار القرار
دگر زيد از امّ كلثوم بود * كه كوفى ز جانش برآورد دود ( 265 )
چنان مادرش نيز اندر گذشت * كه وارث نه مورث هويدا نگشت
2055 عبيد اللّه آمد دگر نامدار * كه كرد اندر اسلام بسيار كار
به صفّين معاويّه را بود يار * بكُشتند او را در آن كارزار
دگر پور را عاصم او نام كرد * بُدى خيّر و فاضل و نيكمرد
ز هجرت چو بگذشت هفتاد سال * ز دنيى به عقبى بُدش انتقال
دگر عبد رحمن مجير لقب « 2 » * نماندهست نسل وى اندر عرب
2060 ابو شحمهء عبد رحمن دگر * كه حدّ زد به مى خوردن او را پدر
اگر چند در زير آن حدّ نماند * تمامى حدّ باب بر وى بِراند
به هفتم بُدى عبد رحمن دگر * به هشتم پسر نام زيدش شمر
به خُردى شدند سوى ديگر سرا * به وقتى كه بودى پدرشان به جا
چو حفصه بُد از دخترانش مهين * كه بودى همال رسول گزين
2065 دگر فاطمه بود و زينب دگر * خطاب چهارم رقيّه شمر
ذكر قضاة و كتّاب و حجّابه ، رضى اللّه عنهم
از آنها كه بودند بَرَش كاردار * حكايت كنون من كنم آشكار
على مرتضى كاتبش بُد ز داد * دگر عبد رحمن خزاعى نژاد
هامش
( 1 ) ( ب 2050 ) . مداينى گويد : « نهيه ، عبد الرحمان اصغر را براى عمر به دنيا آورد و به قولى كنيز بود . به گفتهء واقدى نيز وى كنيز بود و عبد الرحمان اوسط را براى عمر آورد ، مادر عبد الرحمان اصغر نيز كنيز بود . فكيهه نيز زن عمر بود كه كنيز بود و زينب را از او آورد كه به گفتهء واقدى كوچكترين فرزندان عمر بود .
( 2 ) ( ب 2059 ) . در اصل : محر ؟ ؟ ؟ لقب .