تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

فتوح ولايات كرمان و مكران

عبيد اللّه « 1 » و لشكر مؤمنان * كشيدند بر سوى كرمان عنان سپهدار كرمان ز كوچ و بلوچ * مدد جُست و رفت آن سپه فوج فوج يكى جنگ كردند سخت آن‌چنان * كه نشناختى كس ركاب از عنان چو ديدند كرمانيان دستبرد * به فرمانبرى شد بزرگان و خُرد 1870 گواشير و جيرفت « 2 » و آن بوم‌وبر * پذيرفت جزيه همه سربه‌سر عبيد اللّه « 3 » آن نامبرده سپاه * سوى سيستان برد از آن جايگاه سپهدارِ آن كشور از بيم جنگ * به قلعه روان گشت نامش زرنگ شد اندر ولايت سپه جنگجو * درآوردى از دشمنان خون به جو از ايشان گروهى مسلمان شدند * ز جزيه گروهى دگر دم زدند 1875 ز اسلام شد كارِ گبران خراب * وز آن شهر چون خيمهء بىطناب سپهدار قلعه به صلح آن زمان * پيامى فرستاد زى مؤمنان يكى هديه اندر خورِ آن پيام * فرستاد و ز آن جُست از صلح كام سپهبد پذيرفت صلح و سپاه * بر آهنگ مُكران روان شد به راه به سختى رسيدند از آن ره سپاه * ز تيروز مكران شدند رزمخواه « 4 » 1880 بكُشتند از ايشان فزون از شمار * دگر شد گريزنده از كارزار از اين جنگها خمس مال و خبر * ز نزد پسر رفت پيشِ پدر از آن پس كه كرد اين ولايات رام * فرستاد نزديك عمّر پيام كه دستور گردد كه از آب سند * گذر يابد و اندر آيد به هند عُمر گفت : « امسال از اين بيشتر * نشايد شد از خصم پرخاشخر »
هامش
( 1 ) ( ب 1866 ) . طبرى و العبر « عبد اللّه بن عبد اللّه بن عتبان » و تاريخ گزيده « عبيد اللّه بن عمر » آورده است . ( 2 ) ( ب 1870 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ خرفت . ( 3 ) ( ب 1871 ) . عبد اللّه بن عمر . ( طبرى 5 / 2015 ) . ( 4 ) ( ب 1879 ) . چنين است در اصل : شايد : « ز نيمروز و مكران شدند رزمخواه » .