1810 سويد اين پذيرفت و آن بوموبر * بدادند جزيه « 1 » به دو سربهسر
فتوح كرج « 2 » و جربادقان و قم و قلعهء فين
عبيد اللّه عُمّر رزمخواه * دوم لشكر آورد پويان به راه
به صحراى شهرِ كرج « 3 » با عجم * شدند جنگجو و عجم شد دژم
امير عجم نام شهرهبراز « 4 » * به كُشتن نبودش ز دشمن جواز
تبه گشت در رزمگه خوارخوار * وز اين لشكرش شد همه تارومار
1815 عرب شد روانه به جربادقان * بُد اسفنديار اندر او مرزبان
به جزيه ز اسلام شد جنگجو * چو پاياب كوشش نمىديد او
از آنجا عبيد اللّه « 5 » رزمزن * سوى اصفهان رفت با انجمن
سوى مُلك قم لشكرى ز آن سپاه * به فرمان مهتر سپردند راه
به جنگ و به صُلح و به هرداورى * مسخّر شد آن ملكشان يكسرى
1820 به سوى ولايات كاشان سپاه * از آن مرز خوّرم ببردند راه
در او اهل فين راى فرمانبرى * نكردند و كوشيد در داورى
مسلمان مر آن قلعه محصور كرد * بسى جست از آنجا به مردى نبرد
گذر كرد چندى بر اين روزگار * مسخّر نمىشد به كوشش حصار
يكى گفت با پيشواى سپاه * كه : « جشنى بُدن خواهد اين جايگاه
1825 كه نوروز گبريش خوانند نام * بدان جشن آيد برون خاص و عام
اگر دور گردد ز قلعه سپاه * عجم بىشك آيد بدان جشنگاه
در آن روز بايد سپه تاختن * كسى را اسيران خود ساختن
مگر ز آن سبب گردد اين قلعه رام * و گرنه نشايد گرفت اين مقام »
هامش
( 1 ) ( ب 1810 ) . در اصل : نداذند جزيه .
( 2 ) عنوان . در اصل : فتوح كرخ . اين شهر بجز كرج كنونى است و ظاهرا منسوب به ابو دلف عجلى است .
( 3 ) ( ب 1812 ) . در اصل : بصحراء شهر كرخ .
( 4 ) ( ب 1813 ) . احتمالا « شهربراز » .
( 5 ) ( ب 1817 ) . طبرى 5 / 1964 و العبر 1 / 544 « عبد اللّه بن عبد اللّه بن عتبان » آورده است . و تاريخ گزيده ، « عبيد اللّه بن عمر » .