تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
1765 سياوخشِ « 1 » بهرام چوبين درو * سپهدار بُد گشت از او جنگجو پس از كوشش و كارِ جنگاورى * هزيمت شدند آن سپه يكسرى سوى مُلك رى شد عجم بادْوار * به فرمان اسلام گشت آن ديار پياپى نعيم و مسلمان سپاه * برفتند بر عزم رى رزمخواه يكى بهره ز ايشان به قزوين روان * شدند و بَرا مهترِ آن « 2 » گَوان 1770 براء ابن عازب ولايت نخست * گرفت و ز شهر آنگهى جنگ جُست درآورد در گِرد بارو سپاه * فرستاد پيغام : « اين جايگاه اگر دين پذيريد اگر جزيه نيز * دهيدم ، نكوشم به كار ستيز و گرنه چنان جنگ جويم كنون * كه اين شهر غرقه كنم زير خون » زِ بارو از اين شهر گيران چنين * بگفتى بدان مردم پاكدين 1775 نه مسلمان بييم و نه گزيه دهيم * بسى او مكه شى كاما برهيم بَرا كرد كوشش به كارِ حصار * ازو خواستند شهريان زينهار مسلمان شدند شهريان سربه‌سر * در آن وقت بر دستش از بيم سر چو برگشت لشكر از اين بوم‌وبر * دگر ره به گبرى نهادند سر ز اسلاميان ، عبد رحمن « 3 » سپاه * دگر ره بياورد و شد رزمخواه 1780 از اين بار از « 4 » صدق دل كارِ دين * به نزديك قزوينيان شد گزين در آن كارشان پايه شد بس بلند * بسى خاست ديندار ازو ارجمند وز آن‌رو نعيم و جهانجو سپاه * ز خرقان به ساوه سپردند راه پس از كوشش و كارِ جنگاورى * نمودند از آن مُلك فرمانبرى به راه زرند آنگهى اين سپاه * شد از مُلك رى گشت پيكارخواه 1785 سياوش ز همدان چو دَر رى كشيد * همى كرد ترتيب لشكر پديد برادر پسر داشت بيژن به نام * بُدى كينه اندر ميانشان مدام علىرغم عمّ گشت ديندار مرد * به اسلاميان اين‌چنين ياد كرد كه : « در رى سپاهى است بيش از شمار * به حيلت توان جستن اين كارزار
هامش
( 1 ) ( ب 1765 ) . سياوخش پسر مهران ، پسر بهرام چوبين ( طبرى 5 / 1974 ) . ( 2 ) ( ب 1769 ) . در اصل : برا مهتران . ( 3 ) ( ب 1779 ) . : عبد الرحمان بن ربيعه . ( 4 ) ( ب 1780 ) . در اصل : بار ار .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 161 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى